مهم‌ترین باور ثروتمندان جهان

 

چه مشکلی وجود دارد که برخی افراد همیشه فقیر هستند و هر کسب‌وکاری راه‌اندازی می‌کنند، مدام شکست می‌خورند. این افراد ذهن فقیری دارند و هیچ‌گاه سود سرشاری را تجربه نمی‌کنند. مشکل در ذهن افراد هست وگرنه بیرون اوضاع عالی است. باید از زیر سایه فقر و کمبود بیایم بیرون و برویم زیر نور فراوانی و ثروت و پول…

برای کارآفرینان پول موضوع بسیار حیاتی است. پول خونی است که در رگ‌های سازمان جریان دارد. باید تلاش کنیم که خیلی پولدار باشیم چون پول است که قدرت به همراه می‌آورد. بدون پول هیچ قدرتی وجود ندارد و کاری از پیش نمی‌رود.

 

وظیفه من و تو این است که خیلی زیاد ثروتمند باشیم و پول‌های زیادی در اختیار داشته باشیم. وقتی به چشم وظیفه به ثروتمند شدن نگاه می‌کنیم دیگر خودمان را در برابر آن مسئول می‌دانیم.
توصیه‌ی تمام امامان و پیامبران این بوده که شغل و مرکب و همسر و اموال زیادی داشته باشید. یادم می‌آید وقتی مبلغ خمس امام علی علیه‌السلام را جایی شنیدم، برق از سرم پرید. رقمی که اگر به پول الآن تبدیل شود از ثروت تمام ثروتمندان الآن بیشتر می‌شود!

 

 

در ابتدا دوست داشتم اهمیت این موضوع را برای شما جا بیندازم که بیش از پیش متوجه اهمیت پول و ثروت شوید.

حالا که هم مشکل و هم اهمیت موضوع مالی را فهمیدیم چه‌کار کنیم؟
تنها کار باقی‌مانده این است که مصمم باشیم جهت اینکه شیفت ذهنی به سمت ثروت و فروانی و نعمت بدهیم. باید تبدیل به کارآفرینی شویم که در هر کاری و معامله‌ای سود سرشاری می‌کند. دست به خاک بزنیم طلا شود! اصلاً دوست ندارم شعار بدهم چون چنین اتفاقی به‌راحتی رخ می‌دهد به شرط اینکه فایل فراوانی را چندین و چندین بار گوش دهید و سیستم توجه خود را به سمت فراوانی آورید.

 

باور فراوانی

در فایل فراوانی به شما میگویم که چطور بیشتر به نعمت‌ها و شلوغی‌ها توجه کنید. هیچ کمبود در هیچ نقطه از جهان وجود ندارد. آن کمبود انتخاب خود افراد است، چون ذهنی فقیر دارند و چیزی که بیرون آن‌ها وجود دارد هم نمود درونیات آنهاست.
خداوند وعده‌ی نعمت و فزونی می‌دهد برعکس شیطان که وعده‌ی فقر و کمبود می‌دهد. ما در کشوری زندگی می‌کنیم با هزاران موقعیت پول‌سازی که هر کس در هر شهری که هست به‌راحتی می‌تواند ثروتمند شود. هیچ‌وقت چیزی از دنیا کم نمی‌شود. مکانیزم دنیا بر پایه انرژی است.

انرژی هیچ‌گاه از بین نمی‌رود بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل می‌شود. هرچقدر اخبار و روزنامه‌ها در مورد جنگ و فقر و خشک‌سالی صحبت می‌کنند، به‌هیچ‌عنوان باور نکنید. آن‌ها بزرگ‌ترین دروغ‌گوهای تاریخ هستند که سعی دارند ترس و واهمه در دل جامعه وارد کنند.

 

هرچقدر از عمر این دنیا می‌گذرد دنیا جای بهتری برای زندگی می‌شود البته برای کسانی که به این فراوانی و نعمت باور دارند. انتخاب با خود ماست که کدام وجه دنیا را انتخاب می‌کنیم. سر یا گرم؟ آب یا خشکی؟ زیبایی یا زشتی؟ فراوانی یا کمبود؟
تمام روند کسب‌وکار و پول‌سازی مجموعه از انتخاب‌های ماست
فراوانی را انتخاب کنید.

از این به بعد فقط به ظرفیت مالی جهان توجه کنید و وارد دایره‌ی ثروتمندان دنیا شوید. ثروتمندانی که هیچ‌گاه نق‌نق نمی‌کنند، چون جای خود را در دایره ثروت محفوظ می‌دانند. ثروتمند شدن حق طبیعی من و شماست. به شرط اینکه مصمم باشیم و همچنین ثروت را هدیه الهی بدانیم و ارزش فوق‌العاده‌ای برای آن قائل باشیم. کسی که پول را چیزی شیطانی و گمراه‌کننده می‌داند، نمی‌تواند در معرض اتفاقات بزرگ مالی قرار بگیرد. همین الآن می‌بینیم که تمام ۱۰۰ نفر ثروتمند دنیا عضو خیریه هستند!
اطمینان دارم برای مطالعه این مقاله و تماشا کردن ویدیوی فراوانی دید بازتری نسبت به دنیای فروانی و عجیب‌مان پیدا خواهید کرد!
.
.

تنها راز موفقیت پیکاسو (بی چون و چرا جواب میده)

 

 

در این بخش آموزشی قرار شده بهتون واضح و مشخص بگم، شما خوش‌شانس هستید، ولی احتمال میدم تا الآن دنبال ثابت کردنش به خوتون نبودید…

تا اونجایی که من خبر دارم، اغلب افراد خوشون رو بدشانس خطاب می‌کنند. همش نق و نوق، آی و اوی و از بدبختی دم میزنن!!

شاید دلیل چنین رفتار‌هایی عدم مسئولیت‌پذیری باشه و شایدم دلیلش تربیت نامناسب باشه، شایدم بی‌شعوری باشه! ببخشید رک گفتم!!!

 

 

بدشانسی گریبان گیر ما شده، حالا راهکار چی هست برای خوش‌شانسی؟

آرزوی تمام آدما اینه که خوش‌شانس باشند، تمام روز‌ها و هفته‌ها خوش و خرم باشند و از تک تک ثانیه‌ها بتونن لذت ببرند. خودِ من وقتی نوجوان بودم، رؤیاهایی زیادی تو سرم داشتم، اما بعد از دوران سربازی، منم پریدم تو اقیانوس بدشانسی… متأسفانه!

می‌خوام بگم کسی که داره براتون می‌نویسه، خودش اول خوش‌شانس بوده، بعد از یه دوره‌ای دوباره بدشانس میشه و دوباره چند سالی هست که تلاش میکنه، خوش‌شانس بشه…

 

 

عنوان این مقاله در مورد پیکاسو بود، ربطش به شانس چیه؟

به نظر من پیکاسو یکی از خوش‌شانس‌ترین افراد روی کره زمین بوده، به یک دلیل… نمی‌خوام بگم چون تو یه خانواده هنری به دنیا اومده، چون چهره‌ی جذابی داشته و بهترین دخترای دنیا همیشه کنارش بودن، چون همیشه نقاشی‌ها و سایر آثار هنری‌اش، گرون‌ترین تو طول تاریخ بودند… اینارم قبول دارم، اما من دوست دارم از اول غصه براتون تعریف کنم تا قشنگ متوجه بشید، داستان از چه قراره.

 

 

پیکاسو از یه ترفند بسیار جذاب و نتیجه‌بخش استفاده می‌کرده
حالا این راز رو بهتون میگم! با دقت مطالعه کنید

پیکاسو خودش انتخاب کرده که خوش‌شانس باشه
سپس دنبال نشانه‌هاش گشته و مدام به خودش یادآوری می‌کرده

 

چطور؟؟؟؟؟؟

هر موقع یکی از آثار او مورد تحسین قرار می‌گرفت، با صدای بلند می‌گفت: این یه نشونه است!
هر موقع یه مشتری میومد و حتی خرید هم نمی‌کرد، با صدای بلند می‌گفت: این یه نشونه است!
هر وقت مقداری پول، حتی ناچیز، از کسی دریافت می‌کرد، با صدای بلند می‌گفت: این یه نشونه است!
کلاً هر وقت بوی اتفاقات خوب به دماغش می‌خورد، همین جمله رو تکرار می‌کرد… این یه نشونه است!

 

 

پیکاسو بزرگ، به دنبال نشونه ها بود. معمولاً یه آتیش بزرگ با یک جرقه شروع میشه، یه شخص مولتی میلیاردر کارشو با یک هزار تومن شروع کرده، یک شخص بالغ از یک تک‌سلولی بوجود اومده، پیکاسو هم از روز اول بهترین و ثروتمندترین هنرمند دنیا نبوده است.

 

 

اما لطف بزرگی به خودش کرده

مدام به دنبال نشونه های کوچک برای موفقیت‌های بزرگ بوده است. ما با دیدن این نشانه، شانس‌های دوباره رو به سمت خودمون می‌کشونیم.

 

منظورم از شانس چیست؟


اتفاقات تصادفی که خدا به نفع ما در زمان و مکان خاص رقم می‌زند.
اتفاقاتی که عجیب هستند و اصلاً به ذهن آدما خطور نمی‌کند. حتماً تابه‌حال کسانی را دیده‌اید که راه می‌روند، پول خلق می‌کنند. حرف می‌زنند، پول خلق می‌کنند. می‌خوابند، پول خلق می‌کنند.

 

 

تفاوت افراد خوش‌شانس با افراد بدشانس در چیست؟

در ذهن آن‌هاست
افراد بدشانس تمرکز خود را روی اتفاقات ناخوب زندگی‍شان می‌گذارند، ولی افراد خوش‌شانس، تمرکز ذهن خود را روی اتفاقاتِ خوب (هرچند کوچک و جزئی) زندگی‌شان می‌گذارند.

 

من از زمانی که یا این راز بزرگ آشنا شدم، فقط به نشانه‌های مثبت توجه می‌کنم. البته نه‌فقط توجه؛ بلکه؛ به سبک پیکاسو کبیر، با صدای بلند این اتفاق رو بازگو می‌کنم. همین کار ساده که شاید در طول هر روز یک‌بار انجام شود، روحیه‌ی شما را به‌شدت افزایش می‌دهد. حس می‌کنید کارهای شما موردتوجه دیگران قرار گرفته است.

 

 

خیلی ساده دوباره مرور می‌کنیم:

به دنبال دریافت نشانه‌های مثبت و خوش‌شانسی خود باشید
به نشانه‌های منفی توجه نکنید و اصلاً در مورد آن‌ها صحبت نکنید
هر اتفاقی به نفع شما رخ داد (هرچند کوچک: نکته مهم)، حداقل یک‌بار با صدای بلند برای خود بازگو کنید

هر روز حداقل یک‌بار یک نشانه مثبت را پیدا کنید و روی آن مانور دهید،

بعد از گذشت دو تا سه ماه شما هم در رده‌ی افراد خوش‌شانس قرار می‌گیرید دقیقاً به سبک پیکاسو!

 

 

پیکاسو می‌تونست مثل خیلی از هنرمندان تا آخر عمر فقیر بماند، اما انتخاب او چیز دیگه‌ای بود. او دوست داشت از سالیان عمرش لذت ببرد. شهرت جهانی داشت، همواره زیباترین دختران در کنار او بودند، ثروتمندترین هنرمند زمان خود بود و همین الان که سال‌های زیادی از مرگ او گذشته است.

 

نام او سرِ زبان‌هاست و هنوز میلیون‌ها نفر محو هنر روح و دست او هستند.

می‌تونی خوش‌شانس باشی، اگه بخوای و دنبال نشونه‌هاش باشی

.
.

۶ تمرین طلایی برای جذب ثروت را بیاموزید

 

 

قانون جذب تا حد زیادی از طریق تجارب واقعی افراد به اثبات رسیده است. افراد زیادی وجود دارند که با عمل به این قانون به موفقیت های بزرگ رسیده اند. جذب ثروت هم یکی از قوانین ثروت است که  اگر با شیوه های درست انجام شود نتیجه خواهد داشت. در این مقاله شما را با شیوه های جذب ثروت آشنا می کنیم.

ادامه مطلب …

تنها راز تبلیغ نویسان برجسته جهان!

 


این راز بسیار ساده است و درعین‌حال بسیار پول‌ساز و مهیج!

اگر آماده هستید شروع کنیم…

 

داستان از اینجا شروع میشه که کلاً کسی به شما فکر نمی‌کند. مردم به دنبال خواسته‌های خودشان هستند. مثل این مثال که وقتی کلی تیپ می‌زنیم کسی انگار ما را نمی‌بیند. از طرفی یک حس بد و از طرفی خبر خوش برای به دست آوردن دوست‌ها و مشتریان جدید!

 

کتاب بسیار قدرتمندی در این زمینه نوشته به نام آیین دوست‌یابی از دیل کارنگی که در مورد نحوه برقراری ارتباط و بهبود کیفیت با دوستانتان است، اما اینجا قرار شده که تبلیغ نویسی را با هم کار کنیم. رازی که در موردش با هم صحبت می‌کنیم همین است که مخاطب و مشتری شما فقط به خودش فکر می‌کند.

 

 


کار بسیار راحت شده است شما اگر دوست دارید تبلیغ خوبی بنویسید به این فکر کنید محصول شما نهایتاً چه نتایجی برای مشتری به همراه دارد.

 

مهم‌ترین قسمت هر تبلیغ که بیش از ۸۰ درصد فروش به آن بستگی دارد، انتخاب عنوان و تیتر مناسب است. حتی تیتر شما هم باید حداقل اشاره کوچکی به نتایج بعد از استفاده از محصول یا خدمات داشته باشد؛ مثلاً کتاب آقای هیل شاید موفقیتش را مدیون اسم بسیار خوبی باشد که انتخاب شده: بیندیشید و ثروتمند شوید. کار را بسیار ساده و راحت و با نتیجه ملموس جلوه داده است.

 

 

من که کلاس‌ها و دوره‌های کارآفرینی برگزار می‌کنم، بعد از ۶ ماه متوجه شدم کسی به خاطر رضای خدای رحمان به فکر ایجاد کسب‌وکار شخصی نمی‌افتد. قصد تمام افراد فقط یک کلمه است: پووووووول
به همین دلیل من باید در تبلیغاتم بیشتر از هر چیز دیگری به درآمد‌زایی و ثروتمند شدن اشاره کنم.

 

 

اگر محصول شما پک لاغری است، شما فروشنده جذابیت و عشوه هستید!

 

به هیچ عنوان فروشنده پک لاغری نیستید. بازم هم تکرار می‌کنم شما فروشنده یک نتیجه هستید؛ مثلاً اگر کرم پوست می‌فروشید، شما فروشنده کرم مرطوب‌کننده و … نیستید! شما فروشنده زیبایی و خوشگلی هستید!

رازی که این وسط وجود دارد مخاطب یا مشتری شما از به زبان آوردن این کلمات خجالت می‌کشد این شما هستید که باید در گفتار و نوشته‌های خودتان این نتایج حاصله را پررنگ‌تر کنید. مشتری را از همان اول به خانه آخر ببرید.

 

 

تمرین مهم این بخش:

فهرستی از نتایجی که بعد از استفاده از محصولتان ممکن است برای مشتری اتفاق بیفتد بنویسید.

 

به تک‌تک آن اتفاقات که البته احتمالاً اتفاق می‌افتند، اشاره کنید. مردم فقط به دنبال مرحم و ناجی هستند

اگر احساس کنند شما می‌توانید کمک حال آنان باشید، هر رقمی که تعیین کنید، پول پرداخت می‌کنند

پیدا کردن ساقی در شرایط سخت!

 

مشکل عمده امروز مردم چیست؟

امروزه کمبود انرژی، سستی و اهمال‌کاری و همچنین عدم باور داشتن خود و اهداف، باعث شده که افراد خیلی کمی به سمت خواسته‌های خود حرکت کنند. این افراد که حدود ۳ درصد هر جامعه را تشکیل می‌دهند، افرادی هستند که با اشتیاق و باوری بی‌نظیر و هیجان به سمت خواسته‌های خود حرکت می‌کنند و هر آنچه را که می‌خواهند را به دست می‌آورند.

 

 

 خداوند این جهان را طوری طراحی کرده است که کافی است بخواهی و اراده کنی و به‌سوی خواسته خود قدم برداری. تا درب‌های نعمت و رحمت به‌سوی تو گشوده شود هیچ راهی جز این نیست. با عمل‌گرایی و اقدام و شجاعت می‌توان هر خواسته‌ای را به چنگ آورد.

 

 

ماجرای صحبت من و حامد:

۳ روز پیش وقتی از یک جلسه کاری مهم، از طرف شمال تهران به سمت کرج می‌آمدم یک‌دفعه یاد یکی از دوستانم افتادم و با او تماس گرفتم و در مسیر برگشت رفتم و او را به مدت چند دقیقه در یک کافه دیدم.

 

 صحبت‌های ما مثل همیشه انگیزشی و در مورد ایده‌های جدید و پول‌ساز بود. هر موقع باهم صحبت می‌کنیم کلی انگیزه به دست می‌آوریم؛ در مورد کارهایی که می‌توان انجام داد. هرچه بیشتر باهم حرف می‌زنیم، می‌فهمیم که چقدر جای کار وجود دارد…

 

دوست عزیزم موقع رفتن… داخل ماشین یه داستان بسیار زیبا در مورد یکی از آشنایانشان که برادر کوچک‌تر خود را در کمپ ترک مواد مخدر خوابانده بود و او را ترک داده بود تعریف کرد. داستان ازاین‌قرار بود که برادر بزرگ‌تر، برادر کوچک‌تر را که معتاد بوده، ترک می‌دهد و پس از دو ماه پاک‌سازی، او را برای یک سفر ده‌روزه به وان ترکیه می‌برد.

 

 

 

چه اتفاقی افتاد؟ حدس بزنید!!!

برادر بزرگ‌تر فکر می‌کرد، در آنجا قرار است برادرش تفریح کند و لذت دارد. درحالی‌که این اتفاق نیفتاد برادر کوچک‌تر در اولین شب اقامت ترکیه رفت و ساقی را گیر آورد!

 

 خیلی جالبِ یک کسی که تازه ترک کرده و بدون پول و بدون اینکه زبان ترکیه را بداند رفت و به‌سرعت کسی را پیدا کرد که می‌توانست از مواد تهیه کند. توانست با چرب‌زبانی و با اصرار این کار را انجام دهد.

 

 این موضوع برای ما درس بسیار بزرگی به همراه دارد. ما می‌توانیم هر خواسته‌ای را در هر شرایط به چنگ آوردیم. به‌شرط پیگیری و به‌شرط جسارت، باور و شجاعت…

 

 

چطور می‌شود کسی که به‌شدت به مواد مخدر نیاز دارد درهرحال و به هر قیمت آن را تهیه می‌کند؟

چون تمام سلول سلول بدن او این نیاز را فریاد می‌کشد…

 

ما هم باید تمام خواسته‌هایمان را به این شکل فریاد بزنیم؛ با تمام گوشت و پوست و استخوان، روح و احساس افکار و باورهایمان… شب با فکر خواسته‌هات بخواب و صبح با اشتیاق رسیدن به آن‌ها بیدار شو.

 

 دعا کنید و درخواست کنید که خداوند راه شما را سرعت ببخشد. این‌طور می‌توان به تمام خواسته‌ها رسید. ولی متأسفانه غالب افراد جامعه فقط هفته‌ای چند دقیقه فکر می‌کنند و در هر هفته چند اقدام کوچک انجام می‌دهند و در آخر آن‌ها هستند که از زندگی هیچ رضایتی ندارند. افراد بزرگ اراده می‌کنند و انجام می‌دهند و افراد کوچک فقط فکر می‌کنند و هیچ کاری انجام نمی‌دهند… چون باور ندارد.

 

چرا بعضی از افراد خیر راحت اقدام می‌کنند؟ آیا دلیل خاصی دارد؟

 دلیل آن ایمان است در حقیقت ایمان، باوری که بعد از سال‌ها تبدیل به ایمان شده مبنی بر اینکه من می‌توانم انجامش دهم… و چه قدر جای کار وجود دارد.

 

  • ایمان یعنی اقدام
  • ایمان یعنی فروش
  • ایمانی یعنی احداث شرکت و کارخانه
  • ایمان یعنی نوشتن کتاب و تولید محتوا
  • ایمان یعنی ارسال ایمیل
  • ایمان یعنی منتظر نماندن
  • ایمان یعنی خنده شادی
  • ایمان یعنی نگران نبودن

 

 

 برخی افراد هستند که به خودشان به کارشون و به خدایی که همیشه هست و حواسش به ما هست ایمان دارند. خدایی که بیش از حد نگران و دلسوز ماست و از قبل برای تمام مشکلات و مسائل ما راه‌حل این تدارک دیده است.

 

ایمان می تونه کاری کنه که حرکت کنیم. کاری کن که باور داشته باشی. اگر کاری را که در حال انجام آن هستی را باور داشته باشی خیلی انفاقات بزرگی برات میفته…

 

محصول تو می تونه مشکلات خیلی از آدم‌ها را برطرف ‌کند. نمیتونی کاری کنی با کلی ترس و لرز… ترس بزرگ‌ترین مانع موفقیت برای تمام افراد در طول تاریخ است.

 تنها چیزی که میتونه ترس رو خنثی کنه ایمان هست. کسانی که می‌ترسند می‌شینن ته خونه و هیچ کاری انجام نمیدن و آدم‌هایی که نمی‌ترسند از خونه میان بیرون و دست به کارهای بزرگی می‌زنند.

 

 

 آدم‌هایی که ایمان دارند میتونن در فضای ابهام قدم بردارند و آدم‌هایی که می‌ترسند سراغ هیچ کار جدید و هیچ ارتباط جدید و هیچ محصول جدید نمی‌روند. چون می‌ترسند. معمولاً:

  • ترس از مسخره شدن
  • ترس از تنها شدن
  • ترس از فروش نرفتن
  • ترس به خاطر نداشتن سرمایه کافی برای شروع کار

 

ولی آدمی که ایمان داره حتی تنهام قدم برمی‌دارند‌، آدمی که ایمان داره میدونه که بالاخره فروش میره آدمی که ایمان دارند می‌دوند بالاخره به‌زودی همه‌چیز روال میشه

 

آیا ریسک وجود دارد؟ معنای ریسک چیست؟

برای آدمی که ایمان داره ریسک وجود ندارد. مثلاً مصاحبه‌ای می‌خوندم از یکی از کارآفرینان بزرگ ایران آقای فتاحی که می‌گفت زمانی که امرسان را راه انداختم، هیچ شک و شبهه‌ای برای من وجود نداشت. من راه انداختم چون می‍دونستم که موفق میشم.

 

موقعی که شک دارید یعنی کلی باور مخرب و مضر تو مغزت رسوخ کرده و ما باید یه فکری به حال خودمون کنیم. آدمی که ایمان داره دست به کارهایی میزنه که میدونه موفق میشه پس برای آدم‌هایی که مطمئن هستند هیچ‌وقت ریسکی وجود نداره چون هیچ‌وقت کاری نمی‌کنند که بهش مطمئن نیستند.

 

ولی این‌طور میشه که یه سری آدم‌ها خیلی به‌سرعت موفق می‌شوند و خیلی از آدم‌ها هر کاری می‌کنند همراه با هزارتا اماواگر و کلی حرف‌وحدیث است که در آخر هم هیچ‌گاه موفق نمی‌شوند.

 

خواست و اشتیاق سوزان خود را بیدار کنید

 ناپلئون هیل در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید خیلی خوب به اهمیت وجود اشتیاق سوزان اشاره کرده است. حال شاید سؤال بپرسید چطور این اشتیاق سوزان و هیجان و خواست قلبی عمیق را فعال کنیم جواب برای شما این است:

 

اگر باور داشته باشید که می‌توانید و راهی وجود دارد همچنین شما لایق به دست آوردن آن خواسته هستید اشتیاق فعال می‌شود

 

 

تا وقتی باور ندارید و بین خودتون و خواسته‌تون فاصله زیادی احساس می‌کنید؛ هیچ اشتیاقی نخواهید داشت.

 

راهکار این است مثل یک بستنی که برای آن اشتیاق سوزان دارید با تمام خواسته‌ها همین‌طور رفتار می‌کنید، ما وقتی یک بستنی می‌خواهیم آن‌چنان دور از دسترس نیست، فقط کافیه اولین فروشگاه مراجعه کنیم و وجه بسیار کمی پرداخت کنیم تا بستنی را دریافت کنیم.

 

 همیشه برای یک بستنی غذا یک سفر کوتاه اشتیاق سوزان داریم اما برای خیلی از خواسته‌ها این اشتیاق وجود ندارد، چون احساس دوری و یک فاصله بسیار زیادی داریم که این اشتباه است.

 

 

تمام خواسته‌های ما در فاصله ۹۰ سانتی‌متری ما هستند، این را باور کنیم این خود ما هستیم که باور نداریم، کافی است باور می‌کنیم همان‌طور که یک بستنی می‌توان می‌خرید، به یک میلیارد پول هم برسیم!!! قدرت در دستان شماست.
.

.

۳ ترفند جالب جردن بلفورت (گرگ وال استریت)

 

چرا اکثر بیزنس ها شکست می خورند؟

 

علت فقیر بودن خیلی از افراد و همچنین ورشکستگی خیلی از بیزنس‌ها این است که آن‌ها حوزه‌ی کاری مناسبی انتخاب نمی‌کنند. افراد علاقه زیادی به ارتباطات ندارند و دوست دارند به تنهایی قهرمان غصه باشند و یک روزی بالاخره این قهرمانی را جشن بگیرند که البته سخت در اشتباه‌اند.

 

 

 

یکی دیگه از باگ‌های عموم افراد جامعه این است که آن‌ها در عین ناباوری هیچ علاقه‌ای هم به پول نشان نمی‌دهند.

 

جردن بلفورت یکی از موفق‌ترین و پولدارترین دلالان بورس امریکا که بخش مهم زندگی او در فیلم گرگ وال استریت به نمایش درآورده شده، خیلی عالی این ۳ خصلت مهم را دارد.

 

جردن بلفورت یکی از بهترین ‌الگوهای موفقیت است برای افراد بی‌حس و بی‌حال و هم‌چنین کلی ایده و ترفند را برای فروشندگان به همراه دارد.

 

 

قبل از اینکه ۳ نکته مهم را برایتان بازگو کنم می‌خواهم کمی در مورد اهمیت فروش و تبلیغ صحبت کنم، از آنجا که می‌بینیم تمام ثروتمندان طول تاریخ همگی فروشندگانی بسیار قوی بودند.

 

فروشنده خوب مثل جردن می‌تواند هر چیزی را به اصلاح آب کند. جردن از تکنیکی بنام برگه فروش استفاده می‌کند و با این ترفند ناب هر سهمی را به‌واسطه فروش تلفنی می‌تواند به همراه تیم خوبش، به فروش قطعی برساند.

 

 

اگر این فیلم شاهکار را هنوز ندیده‌اید، همین الآن دانلود کنید و مشغول تماشای آن شوید. این فیلم بی‌نظیر با هنرمندی آلبرتو دیکاپریو، روند کارآفرینی و ثروت سازی جردن بلفورت را به‌خوبی نشان داده است.

 

هیجان و عطش و عشق به موفقیت در ثانیه به ثانیه این فیلم موج می‌زند. محال است کسی در مسیر موفقیت باشد و این فیلم را ندیده باشد. صرف تماشای این فیلم می‌تواند کاری کند که فروش شما دو برابر شود. باااور کنید!

 

 

 اهمیت فروش

فروش مهم‌ترین قسمت هر کسب‌وکار است که البته شما بهتر از من می‌دونید، اما کم و کیف آن بسته به هوش و آمادگی شما برای یادگیری آن است. فقط دوست دارم دوباره تأکید کنم که اگر واقعاً دوست دارید پولدار شوید باید فروشنده قدرتمندی شوید. اگر با کیفیت ترین موبایل دنیا را بسازید اما بلد نباشید خوب پرزنت کنید، هیچ‌کس خبردار از هنر شنا نمی‌شود تا بخواهد پولی احیانا به شما بپردازد.

 

فروشنده کاری می‌کند که حتی افراد خسیس هم دست‌به‌جیب ببرند، فروشنده قوی یا کلام یا نوشته خود می‌تواند کاری کند که آب از لب و لوچه‌ی دیگران آویزان شود!

 

 

فروشنده قدرتمند کیست؟

کسی که توان تبدیل هر کالا یا خدمتی به پول در سریع‌ترین زمان ممکن را داشته باشد. تلاش من این است که هم خودم و هم شما همین حالا به بعد فروشندگان قدرتمندی شویم. باور کنید می‌تونید!

 

اما… ۳ ترفند جالب جردن بلفورت (گرگ وال استریت)

 

۱. حوزه کاری مناسب انتخاب کنید

جردن بلفورت بورس را انتخاب می‌کند. در طول قرن اخیر بورس یکی از پرسودترین بازارهای جهان بوده است. البته همه ما می‌دانیم که بورس علم مخصوص به خود را دارد. به‌هرحال هر کس که وارد بورس شد و با علم خرید و فروش سهام آشنا شد، دیگر سراغ هیچ کاری نرفت…از بس این کار مهیج و پرپول است.

 

اگر فقط یک سال وقت بگذارید و بورس را یاد بگیرید، شما صاحب پرسودترین کار و کم ریسک‌ترین کار و در عین حال راحت‌ترین کار دنیا هستید. یک نکته مهم دیگه هم اینه که باید کمی هم آینده‌نگر باشید و حوزه‌ای را انتخاب کنید که پتانسیل کسب درآمد در ۳۰ سال آینده را هم داشته باشد.

 

بورس به شما این فرصت را می‌دهد که از تقریباً صفر وارد شوید و تا هر میزان که دوست دارید پیش روید. بورس حلال‌ترین پول روی کره زمین است که از همین رو برکت زیادی برای دلالان آن به همراه دارد. چون بازی با پول نیست بلکه کمک به شرکت‌های معتبر است.

 

 

 

هزاران نفر در هر جامعه هستند که در خانه، فقط با یک لپ‌تاپ، حتی بدون صرف هزینه زیاد، اقدام به خرید و فروش سهام می‌کنند. بالای ۹۰% دلالان سهام در ایران و البته تمام کشورها از طریق اینترنت اقدام می‌کنند.

 

این کار می‌تواند هم شغل اول و هم شغل دوم خوبی برای شما باشد. حتی اگر دلالی هم نکنید و گهگاه مقداری سهام به سبد خود اضافه کنید، به شما قول می‌دهم بعد از ۵…۶ سال سرمایه قابل‌توجهی جمع خواهید کرد.

 

مهم‌ترین نکته در مورد بازار سهام داشتن صبر و عدم شتاب‌زدگی است. مبادا بی‌مهابا و به‌صورت احساسی تصمیم‌گیری کنید، چون در این صورت مال‌باخته می‌شوید. اگر صبور نیستید سراغ کار دیگری بروید.

 

 

۲. ارتباطات و یارگیری مؤثر:

جردن بلفورت از زمان آغاز کار شرکت مدام بین اطرافیان خود جستجو می‌کرد و سعی بر این داشت بهترین نفرات ممکن را به تیم خود ملحق کند. موفقیت هر کسب‌وکار در گرو کیفیت نفرات آن است.

 

اگر جمعی از عقاب‌ها دور هم شوند، تیمی از عقاب‌ها خواهید داشت و اگر جمعی از اردک‌ها دور هم جمع شوند، شرکت متشکل از چند اردک کوته‌فکر و تنبل خواهد شد.

 

 

بخش اعظم موفقیت‌های جردن بلفورت مدیون توان یارگیری و البته گلچین کردن بهترین افراد او است. جردن عاشق کسانی است که مثل خودش عاشق و دیوانه و اکتیو باشند. او به دیگران بها می‌دهد و در تمام سفرها و گشت‌وگذارهایش تمام افراد شرکت را با خود همراه می‌کند.

 

انگار جردن از تنهایی لذتی نمی‌برد و مدام با کارکنان شرکت کار می‌کند و پول خلق می‌کند و در عین حال لذت می‌برد. رفاقت جردن با کارکنانش هم یکی از ترفندهای موفقیت او محسوب می‌شود.

 

 

۳. عشق به پول!

جردن عاشق پوووول است. همان‌طور که گفتم کافی است این فیلم را ببینید تا شما هم عاشق پول شوید. وقتی عاشق پول می‌‌شوید، سهم بیشتری در به دست آوردن آن خواهید داشت. پول سراغ کسی خواهد رفت که واقعاً عاشق آن باشند.

 

متأسفانه در کشورهای جهان سوم به‌عنوان موجودی نجس و کثیف شناخته‌شده است. جالب است که همان افرادی که پول را نجس خطاب می‌کنند!

خودشان صبح تا شب سرکار هستند برای به دست آوردن مقداری از آن ماده نجس که از گرسنگی نمیرن و توان پرداخت صورتحساب آب و برق و گاز خود را داشته باشند.

 

 

عجب توهمی گریبان گیر جوامع سطح پایین شده است. آن‌ها نعمت خدا را پس‌ می‌زنند.

به عقیده من پول در کنار سلامتی (روح و جسم و فکر) بزرگ‌ترین نعمت‌های خدا هستند. هر کس هم پول را دوست ندارد، می‌تواند نگهداری از آن را به من بسپارد… چون من عاااااشق پوووول هستم.

 

  • پول یعنی زندگی
  • پول یعنی لذت
  • پول یعنی عزت
  • پول یعنی آزادی

 

پول یعنی همه چی، حتی سلامتی بیشتر و بهتر هم درگرو پول است. شخص پولدار می‌تواند بیماری‌های خود را درمان کند. پولدارها زمان بیشتری برای ورزش و تفریح دارند. پولدارها غذای باکیفیت‌تری می‌خورند. پولدارها آرامش بیشتری دارند.

 

 

انتخاب با خود ماست

پول یا فقر؟

 

جردن بلفورت: پول ماده‌ی گران بهایی است که هر کس مقداری از آن را داشته باشد، فرمانروای روی زمین می‌شود. پول به هر انسان قدرت و حیات می‌بخشد.

.

.

چرب زبانی از لزومات بیزنس!

 

وقتی داخل سوپرمارکت مهدی را دیدم

دقیقاً ۳ هفته قبل بود که اتفاقی یکی از دوستان قدیمی‌ام بنام مهدی رو دیدم، ازم سؤال کرد…مجید تو همیشه پرانرژی و چرب و نرم حرف می‌زنی، محاله یه جا باشی و مخ چند نفرو رو کار نگیری! تو از چه روشی استفاده می‌کنی؟ چطور به این قدرت دست پیدا کردی؟ به منم میشه بگی؟!

 

 

البته اینم بگم…خیلی شوکه شدم! واقعاً برام جالب بود، چون دیدم یه نفر هست که واقعاً تحت تأثیر کلام من قرار گرفته و اومده سؤال می‌پرسه! کلاً این‌گونه مواقع خیلی کیف می‌کنم. راستش من تا همین ۳…۴ سال قبل فن بیان بسیار ضعیفی داشتم. هرچند که هنوزم آن‌چنان قوی نیستم و میتونه خیلی بهتر بشه؛ اما به هر حال راضی هستم چون با وجود لکنت و یک صدای ضعیف تونستم با تمرین و ممارست و عشق و علاقه، حداقل ۷۰% درصد بهبود بدم.

 

———————————————

سؤال عجیب مهدی

سؤال مهدی برام عجیب بود و کلی خاطره برام تداعی کرد. ۱۵ دقیقه‌ای هم باهم صحبت کردیم. شب که رسیدم خونه، این ایده به ذهنم رسید که این مطلب می‌تونه برای خیلی‌ها مفید باشه. تقریباهمه افراد به فن بیان و به اصلاح خودمونی چرب زبونی نیاز دارند.

 

آیا کسی وجود داره که نخواد چرب زبون باشه؟ خیرررر…

همه دوست دارند بتونن با زبونشون مار رو از لونه بکشن بیرون، همه دوست دارن، روی دیگران تأثیر بزارن، همه دوست دارند بیشتر پول دربیارن و این پول درآوردن نیازمند چرب زبونی و تأثیرگذاری است که در وهله اول هر کس باید روی زبان خودکار کند.

 

کلاس زبان انگلیسی و ترکیه و چینی!

همه پیگیر کلاس زبان هستند. من که وقتی به اطرافیانم نگاه می‌کنم، ۹۵% یا کلاس زبان رفتند یا تو فکرش هستند که به‌زودی ثبت‌نام کنند تا بلکه بتونن دست‌وپا شکسته چند کلمه‌ای صحبت کنند.

 

خیلی خوبه منم تو برنامم هست که البته خودآموز زبان انگلیسی‌ام رو تقویت کنم. در حال حاضر با رشد تکنولوژی و استفاده از اینترنت، همه‌ی ما باید به فکر باشیم تا حداقل لغات پرکاربرد را ید بگیریم. زبان انگلیسی زبان بین المللی است. هر کس این مهارت را زودتر یاد بگیرید، قطعاً زا دیگران چندین گام جلو افتاده است.

 

 

اما یه چیز مسخره!

خیلی از ما ایرانی‌ها به زبان فارسی مسلط نیستیم، چرا این‌قدر باعجله به فکر زبان‌‌های خارجی افتادیم؟!

زبان مادری‌مون، دایره لغات ضعیف، زبان بدن ضعیف، انرژی پایین، نحوه‌ی ادای کلمات ضعیف…

با این روند گفتگو، سراغ هر زبان دیگه‌ای که برید، همین آَش و همین کاسه…

 

 

یه مثال عینی و ملوس:

خیلی از جوونای ما به فکر مهاجرت هستند، امریکا و کانادا و استرالیا و آلمان و… واقعاً خنده داره!!! کسی که نتونسته تو ایران کاسبی کنه چطور میتونه تو یه کشور دیگه موفق بشه. ایران کشور پولداریه و کار کردن توش زیاد سخت نیست. حالا ببینید کسانی که فاز مهاجرت دارند، تو کشورای پیشرفته تر و پر از رقابت چیکار میخوان کنند؟

 

نتیجه‌گیری من برای شما اینه که اول از همه زبان فارسی مون رو قوی کنیم. اصیل‌تر و محکم‌تر و چرب‌تر و تأثیرگذارتر صحبت کنیم. سپس این فرمول را وارد سایر زبان‌ها کنیم تا در مکالمات آن‌ها هم بدرخشیم.

 

 

بریم سراغ داستان آقا مهدی دوست خوب و قدیمی من:

مهدی منتظر شنیدن راه‌کار بود و خوب گوش هاش رو تیز کرده بود.

منم گفتم بین مهدی اول از همه باید عاشق تأثیرگذاری باشی و اینو واقعاً بخوی که به درجات بالای تأثیرگذاری برسی.

در تمام حوزه‌های کاری، خیلی‌ها هستند که به‌راحتی هر محصولی را تبدیل به پول نقد می‌کنند. خیلی‌ها فقط پای موبایل و تلفن و کامپیوترشون هستند و با چرب زبونی و صبر و حوصله دارن پول چاپ می‌کنند.

 

 

مثال سیامک رو براش تعریف کردم. سیامک از دوستای مشترک ماست.

اصلاً بچه‌ی بااستعدادی نیست، تنها نقطه‌ی قوت او خوش زبونی است. با زبونش کاری میکنه همه مشتری بشن. با زبونش همرو دست‌به‌جیب میکنه!

آیا کار سختیه؟ خیررررر … راحته مثل آب خوردن

 

 

دومین راهکار

از این به بعد؛ بیشتر از قبل به حرفات باشه، کلمات خوب انتخاب کن، براساس سلیقه و خواسته مخاطبت صحبت کن.

بیشتر مطالعه کن و بیشتر سخنرانی‌های قوی گوش بده، گهگاه رادیو گوش کن و به نحوه‌ی ادای کلمات گوینده خیلی خوب توجه کن.

کسی که می‌خواد خواننده خوبی باشه از قبل باید به صداهای خوب دیگران گوش بده تا ازشون درس بگیره، کسی که می‌خواد فوتبالیست خوبی بشه باید هر روز بهترین بازی فوتبال دنیا رو رصد کنه تا یاد بگیره و مطابق با استانداردهای روز دنیا باشه.

 

 

فرمول یکسانه، فقط نوع کار تفاوت داره

  • یه نفر دوست داره خوشنویس بشه
  • یه نفر دوست داره سخنور خوبی باشه
  • یه نفر دوست داره اسکیت باز خوبی بشه
  • یه نفر دوست داره بازاری خوبی بشه

 

 

 

مهم‌ترین راهکار بهترین‌های اون کار رو خوب بررسی کن و ازشون یادگرفتنی‌ها رو یاد بگیر… کار سختی نیست، فقط علاقه می‌خواد، علاقه شدید، خودکار برات پیگیری و ممارست به همراه میاره…

عاشق صدات باش، عاشق قیافت باش، عاشق تأثیرگذاری باش، عاشق پول باش، عاشق ارتباط برقرار کردن با افراد جدید باش…

 

 

حالا راهکار سوم

صدای خودتو ضبط کن و خودت گوش کن، اگه خوشت اومد شک نکن که بقیه هم خوششون میاد. برعکس اگه خوشت نیومد، قطعا بقیه با صدا و کلامت حال نمیکنن!!! 

 

تمرین تمرین تمرین

هیچ بدن‌سازی یه شبه و فقط با یه تکنیک قانون جذب فیت نشده!

هیچ کس یه شبه فن بیانش، چرب و چیلی نشده!

تمرین باید کرد و راهی جز این حداقل من نمیشناسم!

 

 

صدای خودتو همین ضبط کن

مهدی گفت در مورد چی حرف بزنم و ضبط کنم؟

از اونجا که خبر داشتم مهدی عاشق فیتنس هست، ازش خواستم دو دقیقه در مورد فیت شدن شکم صحبت کند. ازش نخواستم در مورد موشک‌های ناسا صحبت کنه! بدیهی و ساده باشید. سادگی و ملایمت و هرآنچه که در چنته دارید، برای دیگران جالب خواهد بود.

بسیاری از دوستان خودم هستند که سنگین صحبت می‌کنند. فکر می‌کنند همه مثل خودشون، اهل مطالعه و سخنوری هستند. اصلاً این‌طور نیست.

قرار شده فقط چرب زبون تر و فروشنده تر باشیم نه اینکه هر روز برج میلاد برای ۱۶۰۰ نفر سخنوری کنیم

 

 

  • مدام در تلگرام وویس بدید تا همین کار هم چرب زبانی شما را افزایش دهد.
  • کلمات را با آب و تاب بکار ببرید… مثلا سلااااام خوبی عزیزممم وااای خوشحالم که امروز میبینمت… چقدر خوش تیپ شدی ماشاالله …
  • مکالمات تلفنی خودتم ضبط کن، کافیه دو بار این کار رو انجام بدی. تازه میفهمی پشت تلفن چه شاهکاری خلق می کردی! تا ضبط نکنی و گوش ندی باورت نمیشه که چقدر بد سلام و احوال و چقدر بد خداحافظی می‌کردی.
  • لبخند حتی پشت تلفن فراموش نشه، هیچ کس از یه آدم خنده‌رو بدش نمیاد. هیچ کسم از یه آدم عبوس خوشش نمیاد
  • اسم افراد رو در مکالمات خود چند بار بار ببرید، مردم عاشق اسم خودشون هستند و شما با بیان اسمشون نشون می‌دید که چقدر به فرد مقابل توجه دارید.

 

دوستون دارم… مجید خزایی

.

.

۵ گناه کبیره یک بازرگان

 

 

زمانی که از کلمه گناه کبیره استفاده می‌کنم دیگه ببینید چه خبره!

این ۵ گناه را میگم که احتمالاً هر کس درصدهایی از این ۵ گناه کبیره را داشته باشه. روش ما هم اینه که نقطه‌ضعف‌ها را پیدا می‌کنیم و بعد برطرف می‌کنیم.

با دقت تمام این ۵ گناه را مطالعه کنید و خواهشا با خودتان روراست باشید. منم اگه بخوام صادقانه بگم، درصدهای مختلفی از این ۵ گناه را دارم. تمام تلاشم رو می‌کنم که مرتفع کنم. هیچ محدودیتی برای پیشرفت وجود نداره.

 

 

 

گناه اول

جو گیری

تاجر، یک‌ بازرگان حرفه‌ای، معمولاً احساسی عمل نمی‌کند. احساسی عمل کردن باعث تصمیمات نابجا و غیر صحیح می‌شود. تمام افرادی که تازه کسب‌وکار شروع می‌کنند تا حدی این جو گیری‌ها را دارند. جو گیری چیز بدی نیست اما اینکه هول هولکی بخوای کار انجام بدی؛ عاقبت خوب و خوشی نداره.

تابه‌حال چند نفر آدم عجول و احساسی ناموفق دیدید؟

حالا یه سؤال دیگه

تا حالا چند نفر آدم صبور و موفق دیدید؟

صبر کلید موفقیت است و بدون صبر و آرامش کاری از کار پیش نمیره.

 

 

جو گیری تله بزرگ موفقیت شماست. در بازار اخیر خیلی‌ها جوگیر شدند و بدون هیچ علمی دست به سرمایه‌گذاری‌های عجیب زدند. در عین حال خیلی‌ها همیشه از جو گیری های مردم عادی سوءاستفاده می‌کنند.

بازرگان موفق به فکر تزریق دوباره پول به سیستم کاری خود است؛ اما برعکس، غالب افراد جامعه، فقط به خریدهای چرت‌وپرت و بدون فکر هستند.

 

بازرگانان موفق، افراد توداری هستند. حرف‌های بقیه و اخبار دروغین نمی‌تواند سرِ آن‌ها را شیره بمالد. اگر قابلیت گول خوردن داشتند که موفق نمی‌شدند. مراقب باشید جو گیری و احساسی عمل کردن، باعث ضرر و زیان و خسارت‌های بزرگ به بدنه‌ی کسب‌وکار شما نشود.

 

 

گناه دوم

بدقولی:

من کارآفرین و بازرگان موفق بدقول نمی‌شناسم.

اصلاً بدقولی یعنی چی؟ در حقِ کی؟

بدقولی یعنی بی تفاوتی نسبت به قرارهایی که با خود و دیگران داشتیم.

در درجه اول قرارهایی که با خودمون داشتیم مهم هستند. مهم‌ترین بخش همین یک جمله است

قرارهای من با خودم مهم‌ترین قرارها و قول‌ها هستند

بعد از خودم، نوبت می‌رسه به قول‌هایی ه به دیگران داده، قرارهایی که با خدا داشته‌ام.

 

 

راهکار چیه؟

حرفی به زبون بیاریم که بشه انجامش داد.

معمولاً پیش‌بینی‌های ما بالا و پایین دارند. مثلاً پیش‌بینی می‌کنیم، برای راه‌اندازی سایت مشتری، ۳ میلیون پول و ۳ ماه زمان لازم است.

معمولاً چه اتفاق می‌افتد؟

۳ میلیون میرسه به ۵ میلیون و ۳ ماه میرسه به ۷ ماه!

یا حرفی نزنیم یا اگر گفتیم به تمام وجود، انجامش بدیم. اگر نتوانستیم انجامش بدیم راهکار باقی‌مانده، معذرت‌خواهی است.

معذرت‌خواهی رو برای چنین مواقعی اختراع کرده‌اند

 

من معذرت می‌خوام که نتوسنیم امشب برم ورزش کنم، فردا حتماً بیشتر ورزش می‌کنم

من معذرت می‌جوام نتونستم به‌موقع قسط ام رو واریز کنم، دو روز زمان می‌جوام و حتماً واریز خواهم کرد.

ببخشید که دیر به قرار ملاقات رشیدم عذر منو پذیرا باشید

 

معذرت‌خواهی نشانه مسئولیت‌پذیری است (البته در صورت عمل نکردن به قول)

قول: حرفی که به زبان آوردیم، برگه‌ای که امضا کردیم، تعهدی که به گردن گرفتیم!

 

امروزه در کشور ما بدقولی در بیزنس ها بسیار پررنگ شده است و طوری که بدون بدقولی انگار یه جای کار میلنگه. بازرگانان قدرتمند و قدیمی اصلاً چنین سیستمی نداشتند. هنوز هستند کسانی که یا حرف نمی‌زنند، یا وقتی حرف بزنن و قولی بدن تا آخر پای حرف و قرار خودشون میمونند.

اگر بدقول باشیم، بدقولی‌های زیادی سر راهمون قرار میگیره. در اصل همون قانون کارما… (عمل و عکس‌العمل)

به نتیجه خوبی رسیدیم.

 

خوش‌قول باشیم

سر ساعت مقرر در قرار ملاقات حاضر باشیم

پروژه‌ها رو دقیقاً در همان روزی که گفتیم تحویل دهیم

روزه شک دار نگیریم، اصلاً لازم نیست وعده و وعید سرخرمن بدیم

اگر اکی نشد، خبر بدیم و از این بابت معذرت‌خواهی کنیم

به عاقبت بدقولی فکر کنیم، هر دیگران به ما بدقولی کردن، باعث و بانیش خودمون بودیم

در درجه اول نسبت به خودمون بدقول نباشیم!

 

 

گناه سوم

ادعا کردن

درخت چه بارش بیشتر باشد، سرش افتاده‌تر می‌شود. متأسفانه برخی افراد به‌محض اینکه درآمدشان چند برابر می‌شود و صاحب ماشین و خانه گران‌قیمت‌تری می‌شوند، در هر کاری ادعای واهی می‌کنند.

ادعا کردن کار افراد توخالی است. افراد بلندنظر از این کار امتناع می‌کنند. ادعا کردن یعنی طبل توخالی و حرفی که معمولاً هم خریدار ندارد.

حالا دوست مثل همیشه عمیق‌تر و ریشه‌ای‌تر به موضوع ادعا کردن نگاه کنم…که وقتی ادعا می‌کنید چه اتفاقی می‌افتد!

 

خدا این دنیا را هوشمند و کاملاً سیستمی و دقیق اداره می‌کند. در این هیچ شکی نیست. برای ادعا کردن‌های افراد تازه به دوران رسیده هم اتفاقاتی می‌افتد. دنیا اصلاً بی‌حساب‌وکتاب نیست. ادعا کردن به‌هیچ‌عنوان کار مناسبی نیست و همیشه حال افراد زیادی را خراب می‌کند.

 

 

دقیق چه اتفاقی میافتد؟

زمانی که شروع به ادعا کردن می‌کنید، خیلی سریع آلارم یه صدا درمی‌آید. این آلارم اولین و قوی‌ترین تست شما را فراهم می‌سازد.

تست فقط برای افرادی است که ادعا می‌کنند. تست همان اتفاقی است که قرار است آن ادعای شما را خودتان ثابت کند.

بارها شده کسانی را دیده‌اید که خیلی ادعا می‌کردند، اما یک نفر از راه رسید و حال او را جا آورد.

در این دنیا اگر می‌خواهید با آرامش و البته بدون تست موفق شوید، ادعا کردن را کلاً کنار بگذارید و مثل بسیاری از بزرگان تاریخ با افتادگی و تواضع به کار و تلاش خود ادامه دهید.

 

 

گناه چهارم

گدابازی

من به شخص آدم خسیس بسیار موفق ندیدم. چون خدا خسیس نیست، به‌هیچ‌وجه از افراد خسیس نیز حمایت نمی‌کند. به این نتیجه می‌رسیم که اگر خواهان کسب ثروت هستیم باید و باید دست‌ودل‌باز باشیم. هوای دیگران را داشته باشیم و درهرحال مراقب اطرافیان خود باشیم.

من هرگاه یک انسان موفق می‌بینیم خیلی زود به خودم میگم، این آدم یه جایی یه لیوان آب بدون چشم‌داشت به یه نفر داده است. یه جایی دست یه نفرو گرفته و حتماً همه چی رو فقط برای خودش نخواسته…

 

بهترین مثالی که الآن به ذهنم میرسه آقای اسدالله عسگراولادی است. آقای عسگراولادی میگن که من همیشه اول سهم خدا رو میدم و الباقی رو خودم برمیدارم. سهم خدام یعنی اینکه مقدار زیادی از پولی که به دست میارم رو در ابتدا می‌بخشم. با این کار خدا رو خوشحال می‌کنم.

 

 

پیغمبر اسلام می‌فرمایند

اگر دوست دارید خدا را خوشحال کنید، بنده خدا را خوشحال کنید

 

 

بخشنده باشیم و دست‌ودل‌باز و هیچ‌گاه در خرج کردن و حال دادن به دیگران دستمان نلرزد. همیشه خدایی هست که حواسش به اینه که ما چه رفتاری با بقیه انجام میدیم

به کارمندان بیش از کارکردشان حقوق بدیم، به اهل خانواده هم مدام برسیم و تا جای ممکن از سمت به سمت آن‌ها امکانات داده شود.

 

 

گناه پنجم

پراکندگی

 

خداوند در قران می‌فرمایند: همانا سعی شما پراکنده است. (سعی فیزیکی و سعی ذهنی)

یقین دارم که منظور خدا بیشتر از سعی فیزیکی، سعی ذهنی است.

افراد ناموفق ذهنی آشفته و پراکنده و پریشان دارند. توانایی تمرکز زیادی ندارند.

 

 

تا کی حواس‌پرتی و عجله و پریشانی و آشوب، وقتش نشده تمرکز کنید. وقتش نشده ذهن تون را پاک کنید و آلودگی اطلاعات را از مغزتون پاک کنید.

افراد سطح بالا، ذهن خود را خلوت و آرام و متمرکز نگه می‌دارند. برعکس افراد سطح پایین و مدام افکار منفی و ترس و وحشت در ذهن دارند.

 

انتخاب و صلاح سرنوشت هر کس در دست خود اوست، ذهنی آرام و متمرکز و قدرتمند یا ذهنی شلوغ و پرهیاهو و درگیر؟

سعی خود را متمرکز کنید، باور کنید اول و آخر تمام تکنیک‌های موفقیت همین کلمه ۵ حرفی تمرکز است. تمرکز یعنی نه گفتن به اتفاقت منفی، نه گفتن به ایده‌های نامرتبط، نه گفتن به افراد به درد نخور و توخالی، نه گفتن به پیشنهاد‌هایی که در اولویت ما نیستند.

 

 

هم ذهن خود را تمیز و سالم نگه دارید و هم با نه گفتن در کار موردعلاقه و خاص خود متمرکز بمانید. تمرکز یعنی موفقیت!

هر جا هستید براتون بهترین‌ها را آرزو می‌کنم…

.

.