چطور اشتیاق سوزان‌مان را بیدار کنیم؟!

 

برای موفقیت اشتیاقی لازم داریم که واقعاً سوزان باشد. اکثر افراد جامعه هیچ انگیزه‌ای برای زندگی و پیشبرد کسب‌وکارشان ندارند. آن‌ها یک بهانه خوب در دست دارند و آن‌هم احساس قربانی بودن است؛ اما کارآفرین واقعی درهرحال اشتیاقی سوزان دارد. کارآفرینان درصد کمی از افراد جامعه هستند. همان ۳…۴ درصدی که شور و هیجان وصف‌نشدنی دارند. آن‌ها زیاده‌خواه هستند و در وجود خود چیزی کم نمی‌بینند. کارآفرین واقعی تعهد دارد برای پیشرفت و هیچ‌چیز نمی‌تواند سد پولدار شدن آن‌ها باشد.

حالا چطور این اشتیاق سوزان را درون خود بیدار کنیم؟!

 

۱. عاشق کارتان باشید:

اگر عاشق کارتان باشید خودبه‌خود همه‌چیز حل می‌شود. کسی که عاشق کارش باشد، شب به امید این سر بر بالین می‌گذارد که صبح فردا را بیدار شود و به کار موردعلاقه خود بپردازد. کسی که واقعاً عاشق کارش باشد صبح ساعت ۵ با حال خوب بیدار می‌شود. کسی که عاشق است وقت خود را هدر نمی‌دهد و بیشتر از دیگران برای کارش وقت می‌گذارد. عشق باعث می‌شود گذر زمان را احساس نکنید، صبر داشته باشید، گرسنگی و تشنگی را احساس نکنید و تمام‌وقت در اختیار حرفه خود باشید.

یا عاشق کارتان باشید یا سعی کنید که عاشقش شوید. طوری به بیزنس و شغل خود نگاه کنید که به آن علاقه‌مند شوید. نوع نگاه خود را نسبت به خدمات و نتایجی که می‌تواند برای دیگران داشته باشد اصلاح کنید. کافی است که به نتیجه در دست مخاطب خود فکر کنید آن‌وقت از صمیم قلب عاشق کارتان می‌شوید.

 

چطور اشتیاق سوزان‌مان را بیدار کنیم؟!

۲. مصاحبه با ۳ نفر کارآفرین موفق و پولدار شهرتان:

بارها و بارها در سمینارها و دوره‌ها به عزیزانم گفتم که وقت بگذارند و حداقل با ۳ نفر از افراد موفق اطراف خود مصاحبه داشته باشند. این مصاحبه یک مصاحبه تلویزیونی نیست، بلکه یک تبادل تجربیات ساده است. مثلاً اگر مشاور املاک ثروتمند می‌شناسید از او نیم ساعت وقت مصاحبه شخصی بگیرید و در مورد نحوه فروش و تبلیغ او سؤال کنید. می‌توانید تجربه چندساله او را در چند دقیقه دریافت کنید.

به شما قول می‌دهم بعد از ۳ مصاحبه کوه انگیزه و باور می‌شوید، چون با افرادی صحبت کردید که از نظر بقیه قهرمان و غیرقابل ‌باور هستند؛ اما وقتی شما از نزدیک با آن‌ها صحبت می‌کنید متوجه می‌شوید که چیزی تلاش و باور و اشتیاق درون آن‌ها وجود ندارد. همین‌که باور می‌کنید برای شما هزاران فایده به همراه دارد

۳. فیلم‌های انگیزشی:

فیلم‌های فوق‌العاده الهام‌بخش و انگیزشی وجود دارد که احتمالاً برخی از آن‌ها ندیده باشید. مثل فیلم: مرد سیندرلایی، ویپلش، گرگ وال استریت، جنگجوی درون، سخنرانی پادشاه، پسر کوچک، در جستجوی خوش بختی، راکی، نجات سرباز رایان، پیشگویی آسمانی، شیندر لیست، فارست گامپ و …

از همین امشب شروع کنید، این فیلم‌ها را دانلود کنید. خب… من فیلم مرد سیندرلایی را ۷…۸ دفعه نگاه کرده‌ام. ولی بیشتر از همه عاشق راکی هستم. تمام ۷ قسمت این فیلم را بیش از ۱۰ بار تماشا کرده‌ام. آخرین بار هم همین دیشب بود! هرچه بیشتر نگاهش می‌کنم بیشتر به آب‌وتاب می‌افتم. این فیلم‌ها معمولاً داستان واقعی زندگی افراد هستند. دقیقاً چیزی شبیه مصاحبه با افراد موفق که باور شما را تقویت می‌کند.

نشانه اشتیاق سوزان:

نشانه اشتیاق سوزان به‌هیچ‌عنوان عجله و حرص و طمع نیست. به‌کرات مشاهده کرده‌ام، برخی از اعضای کلاس‌ها، بی‌صبری را با اشتیاق سوزان اشتباه می‌گیرند.
در یک جمله نشانه اشتیاق سوزان این است:
اشتیاق سوزان = تلاش بیشتر
.

کلیپ انگیزشی

 

آیا شما هم گاهی خسته می‌شوید و بدنبال انگیزه و انرژی مضاعف هستید؟
پس به همین دلیل کلیپ انگیزشی فوق العاده‌ای برایتان آماده کرده‌ایم
این بهترین هدیه ای است که میتوانیم تقدیم به شما عزیزان کنیم

بدیهی است که گاهی اتفاقات ناگوار، اوضاع اقتصادی کشور، شکست ها و اشتباهات، انرژی و انگیزه ما را شدیدا کاهش می‌دهند. در اینگونه مواقع تماشای یکی ار کلیپ های انگیزشی می‌تواند سوخت شما را به طرز عجیبی تامین کند.

گاهی وقت ها دیدن یک کلیپ انگیزشی می‌تواند کاری کند که فردی وارد کسب‌وکار شود، یا اینکه فروی ورزش را دوباره شروع کند. کلیپ های انگیزشی قدرت عجیبی دارند ودر تمام دنیا پرطرفدار هستند. ۹۹ درصد کلیپ های انگیزشی که در ایران یافت می شسود به زیان نگلیسی هستند. از این رو ما کلیپ هایی به زبان فارسی برایتان آماده کردیم.
امیدوارم بعد از تماشای این کلیپ واقعا یک کوه را در روند کسب‌وکارتان جابجا کنید

 

همواره انگیزه ها باید از درون شارژ شوند. دنبال هیچ راه عجیب و غریبی نباشید برای اینکه انرژی خود را افزایش دهید. پیشنهاد من این است که هر روز خود را با دیدن یکی از بهترین کلیپ های انگیزشی فارسی شروع کنید.

.
.

پررویی یا کم‌رویی؟!

 

 

تابه‌حال چند بار شده که نتونی حق خودتو بگیری؟
چند بار شده نتونستی بری جلو و پیشنهاد دوستی بدی؟
چند بار خواستی بری کار بگیری ولی روت نشده؟

 

 

از این دست اتفاقات برای همه‌ی آدما اتفاق افتاده اما به عده تونسان به این ترس غلبه کنه و به عده هم نتوانستن. خجالتی بودن چیز بدی نیست، همه تا حدی خجالتی هستند اما درعین‌حال باید بتونی خوب و محکم و با جسارت تو مسیر موفقیت گام برداری.

 

 

افراد خجالتی و کم رو چه خصوصیاتی دارند:

 

اگر در یک جمع قرار بگیرند، توان معرفی خود را ندارند
اگر از کسی خوششان بیاد، نمیرن جلو و پیشنهاد دوستی بدن
به مشتریان قبلی پیشنهاد خرید بیشتر نمیدن
فرصت‌ها رو به‌راحتی از دست میدن
گاهی احساس کمبود اعتمادبه‌نفس دارند
تا یک نفر از آن‌ها انتقاد می‌کند، رنگ و روشن سرخ میشه و خیس عرق میشن…

 

 

بعدازاین‌همه حال‌گیری، حالا یه پیشنهاد عالی براتون دارم!
تو مسیر و پولدار شدن بااااااید پر رو باشی
البته نمی‌خوام بگم، حق گرفتنیه، شاید ین ضرب‌المثل خیلی هم مناسب نباشه، اما شک ندارم دنیای جای خوبیه برای افراد پررو و جسور.
افرادی که صرفا خجالت نمی‌کشند…

 

 

 

متأسفانه بین مردم ما جاافتاده خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو… این ضرب‌المثل هم کاملاً چرت‌وپرته، نمی‌دونم کسی که اینو گفته کجاس و تاوَن لحظه فازش چی بوده! در کل حرف مسخره‌ای زده!

 

 

من جاش بودم می‌گفتم: خواهی نشوی همرنگ، رسوای جماعت شو
یه نفر به من بگه!!! همرنگ جماعت (عموم مردم) شدن چه فایده داره؟
مگه جماعت چه گلی به سرشون زدن؟

چه سودی برای خودشون و دیگران داشتند؟

آیا ذره‌ای موفق هستند؟

از زندگی‌شون لذت می‌برند؟

به شخصیتی که می‌خواستند، دست پیدا کردند؟

درآمدشون راضی‌کننده است؟

شاد هستند؟

 

جواب یک کلمه است: خیررر!
حالا چه دلیلی دارد همرنگ جماعت خدا شوم؟
اگر تو هم دلیلی پیدا کردی، همرنگ آنان شو…

 

 

ماجرای موفقیت جنیفر لوپز:

روایت است که… روزی خانم لوپز برای تست رقص به یک مجموعه بسیار بزرگ مراجعه می‌کند. ظاهراً آن روز ده‌ها نفر که داوطلب رقاص شدن بودند، علاوه بر خانم لوپز آنجا حضور داشتند.

۵ نفر داور پشت میز نشسته بودند. هر داوطلب یک دقیقه وقت داشت که جلوی دید داوران، بهترین رقص خود را به نمایش بگذارد و از داوران، امتیاز کسب کند.

 

تعداد شرکت‌کنندگان بسیار زیاد بود، خانم‌هایی که اکثراً لاغر و حرفه‌‎‌ای بودند در این تست شرکت کرده بودند. همه با بهترین آرایش ممکن و با بهترین لباس‌ها روی صحنه میامدن و می‌رقصیدند.

 

 

امتیاز‌ها از ۲۰ تا ۱۰۰ متغیر بود و کمتر کسی توانسته بود امتیازی بالای ۶۰ بگیرد. عموم شرکت‌کنندگان امتیازشان زیر ۵۰ بود. بیشتر آن‌ها هم دلیل امتیاز نگرفتن خود را استرس بیش‌ازاندازه می‌دانستند.

نوبت به جنیفر رسید. رقص زیبایی رو تمرین کرده، استرس هم داشت و از طرفی فقططط ۶۰ ثانیه زمان، آن‌هم جلوی دیدِ ۵ داور تیزبین و البته حدود ۱۰۰ شرکت‌کننده!

 

 

به نظرتون چه اتفاقی افتاد؟

جنیفر کاری کرد کارستون! شاید نتونید حدس بزنید!
رفت روی میز داوران و شروع به رقصیدن، اونم چه رقصی، اصیلِ اصیل!

 

همونطور که گفتم همه تا حدی خجالتی هستند و تا حدی در برابر هر جمع استری خواهیم داشت! اما نکته‌ی مهم اینه که با وجود خجالتی بودن، درون‌گرا بودن و داشتن حدی از استرس، می‌توان غلبه کرد و با شجاعت و جسارت بهترین کارمون رو به نمایش بزاریم.

 

اما ادامه ماجرای خانم لوپز… هیچ‌کس بهش توهین نکرد و بخاطر شجاعت و تمایزی که به خرج داد، تنها کسی بود که تاوَن روز امتیاز ۱۰۰ رو تونست از داوران بگیره… از تاوَن روز به بعد خیلی معروف شد و آوازه‌ی رقص و کله‌شقی او به کل دنیا رسید. همه دنبال کلیپ‌های این دختر بودند.

 

این‌طور شد که الآن یکی از مشهورترین و پولدارترین زنان دنیاست
یه لحظه تونست به ترسش غلبه کنه و خودی نشون بده.

 

 

لطفاااا پررر رو باش دوست من

اگه پررو نباشی، فرصت‌های زیادی رو از دست خواهی داد. اگر پر رو نباشی نمی‌توانی حتی از خداوند هم درخواست کنی.

چه کسی می‌تواند از خدا درخواست کند؟
کسی که پررویی به خرج میده و به خودش اجازه میده چیزایی بیشتری داشته باشه. بعضی آدما حتی قدرت فکر کردن به اتفاقات بزرگ رو ندارند. فکر کردن که هزینه‌بردار نیست اما بالای ۹۰% مردم دنیا حتی به اهداف بزرگ فکر هم نمی‌کنند، چه برسه که بخوان درخواست کنند.

 

شاید باورت نشه اکثر خواسته هات، شاید گیرِ یه درخواست باشند.

 

هر وقت پول لازم داشتی، به چند نفر از دوستای نزدیکت پیام بده و درخواست پول کن
اگه کار خواستی، تبلیغات کن تا مردم از وجودت باخبر بشن
اگه ماشین یا خونه خواستی، حداقلش برو چند جا قیمت بپرس
اگه جلوی جمع قرار گرفتی، از این فرصت استفاده کن و خوب خودتو معرفی کن
اگه کسی رو دوست داشتی، حتماً برو جلو و باقدرت پیشنهاد دوستی بده
سرتو بگیر بالا، شونه‌هاتو بلا نگه دار، کمی رساتر و بم‌تر صحبت کن، محکم‌تر از قبل راه برو…

 

امیدوارم نوشته‌‌های من برات مفید بوده باشه
ممنونم که از اول تا آخر این پست رو خوب مطالعه کردی
دوست دارم… مجید خزایی ❤😊 😐

.
.

۷ روش موثر برای افزایش انرژی در کسب و کار

 

 

افزایش انرژی در کسب و کار چیزی است که بیشتر مدیران و کارآفرینان به دنبال آن هستند. انرژی یک چیز ذاتی است و تمام انسان ها از آن برخوردارند. تنها تفاوت بین افراد پرانرژی و کم انرژی در این است که گروه اول نحوه صرف آن را بهتر می دانند. برای افزایش کسب و کار در انرژی شیوه هایی وجود دارد که در این مقاله شما را با آن آشنا می کنیم.
ادامه مطلب …

پیدا کردن ساقی در شرایط سخت!

 

مشکل عمده امروز مردم چیست؟

امروزه کمبود انرژی، سستی و اهمال‌کاری و همچنین عدم باور داشتن خود و اهداف، باعث شده که افراد خیلی کمی به سمت خواسته‌های خود حرکت کنند. این افراد که حدود ۳ درصد هر جامعه را تشکیل می‌دهند، افرادی هستند که با اشتیاق و باوری بی‌نظیر و هیجان به سمت خواسته‌های خود حرکت می‌کنند و هر آنچه را که می‌خواهند را به دست می‌آورند.

 

 

 خداوند این جهان را طوری طراحی کرده است که کافی است بخواهی و اراده کنی و به‌سوی خواسته خود قدم برداری. تا درب‌های نعمت و رحمت به‌سوی تو گشوده شود هیچ راهی جز این نیست. با عمل‌گرایی و اقدام و شجاعت می‌توان هر خواسته‌ای را به چنگ آورد.

 

 

ماجرای صحبت من و حامد:

۳ روز پیش وقتی از یک جلسه کاری مهم، از طرف شمال تهران به سمت کرج می‌آمدم یک‌دفعه یاد یکی از دوستانم افتادم و با او تماس گرفتم و در مسیر برگشت رفتم و او را به مدت چند دقیقه در یک کافه دیدم.

 

 صحبت‌های ما مثل همیشه انگیزشی و در مورد ایده‌های جدید و پول‌ساز بود. هر موقع باهم صحبت می‌کنیم کلی انگیزه به دست می‌آوریم؛ در مورد کارهایی که می‌توان انجام داد. هرچه بیشتر باهم حرف می‌زنیم، می‌فهمیم که چقدر جای کار وجود دارد…

 

دوست عزیزم موقع رفتن… داخل ماشین یه داستان بسیار زیبا در مورد یکی از آشنایانشان که برادر کوچک‌تر خود را در کمپ ترک مواد مخدر خوابانده بود و او را ترک داده بود تعریف کرد. داستان ازاین‌قرار بود که برادر بزرگ‌تر، برادر کوچک‌تر را که معتاد بوده، ترک می‌دهد و پس از دو ماه پاک‌سازی، او را برای یک سفر ده‌روزه به وان ترکیه می‌برد.

 

 

 

چه اتفاقی افتاد؟ حدس بزنید!!!

برادر بزرگ‌تر فکر می‌کرد، در آنجا قرار است برادرش تفریح کند و لذت دارد. درحالی‌که این اتفاق نیفتاد برادر کوچک‌تر در اولین شب اقامت ترکیه رفت و ساقی را گیر آورد!

 

 خیلی جالبِ یک کسی که تازه ترک کرده و بدون پول و بدون اینکه زبان ترکیه را بداند رفت و به‌سرعت کسی را پیدا کرد که می‌توانست از مواد تهیه کند. توانست با چرب‌زبانی و با اصرار این کار را انجام دهد.

 

 این موضوع برای ما درس بسیار بزرگی به همراه دارد. ما می‌توانیم هر خواسته‌ای را در هر شرایط به چنگ آوردیم. به‌شرط پیگیری و به‌شرط جسارت، باور و شجاعت…

 

 

چطور می‌شود کسی که به‌شدت به مواد مخدر نیاز دارد درهرحال و به هر قیمت آن را تهیه می‌کند؟

چون تمام سلول سلول بدن او این نیاز را فریاد می‌کشد…

 

ما هم باید تمام خواسته‌هایمان را به این شکل فریاد بزنیم؛ با تمام گوشت و پوست و استخوان، روح و احساس افکار و باورهایمان… شب با فکر خواسته‌هات بخواب و صبح با اشتیاق رسیدن به آن‌ها بیدار شو.

 

 دعا کنید و درخواست کنید که خداوند راه شما را سرعت ببخشد. این‌طور می‌توان به تمام خواسته‌ها رسید. ولی متأسفانه غالب افراد جامعه فقط هفته‌ای چند دقیقه فکر می‌کنند و در هر هفته چند اقدام کوچک انجام می‌دهند و در آخر آن‌ها هستند که از زندگی هیچ رضایتی ندارند. افراد بزرگ اراده می‌کنند و انجام می‌دهند و افراد کوچک فقط فکر می‌کنند و هیچ کاری انجام نمی‌دهند… چون باور ندارد.

 

چرا بعضی از افراد خیر راحت اقدام می‌کنند؟ آیا دلیل خاصی دارد؟

 دلیل آن ایمان است در حقیقت ایمان، باوری که بعد از سال‌ها تبدیل به ایمان شده مبنی بر اینکه من می‌توانم انجامش دهم… و چه قدر جای کار وجود دارد.

 

  • ایمان یعنی اقدام
  • ایمان یعنی فروش
  • ایمانی یعنی احداث شرکت و کارخانه
  • ایمان یعنی نوشتن کتاب و تولید محتوا
  • ایمان یعنی ارسال ایمیل
  • ایمان یعنی منتظر نماندن
  • ایمان یعنی خنده شادی
  • ایمان یعنی نگران نبودن

 

 

 برخی افراد هستند که به خودشان به کارشون و به خدایی که همیشه هست و حواسش به ما هست ایمان دارند. خدایی که بیش از حد نگران و دلسوز ماست و از قبل برای تمام مشکلات و مسائل ما راه‌حل این تدارک دیده است.

 

ایمان می تونه کاری کنه که حرکت کنیم. کاری کن که باور داشته باشی. اگر کاری را که در حال انجام آن هستی را باور داشته باشی خیلی انفاقات بزرگی برات میفته…

 

محصول تو می تونه مشکلات خیلی از آدم‌ها را برطرف ‌کند. نمیتونی کاری کنی با کلی ترس و لرز… ترس بزرگ‌ترین مانع موفقیت برای تمام افراد در طول تاریخ است.

 تنها چیزی که میتونه ترس رو خنثی کنه ایمان هست. کسانی که می‌ترسند می‌شینن ته خونه و هیچ کاری انجام نمیدن و آدم‌هایی که نمی‌ترسند از خونه میان بیرون و دست به کارهای بزرگی می‌زنند.

 

 

 آدم‌هایی که ایمان دارند میتونن در فضای ابهام قدم بردارند و آدم‌هایی که می‌ترسند سراغ هیچ کار جدید و هیچ ارتباط جدید و هیچ محصول جدید نمی‌روند. چون می‌ترسند. معمولاً:

  • ترس از مسخره شدن
  • ترس از تنها شدن
  • ترس از فروش نرفتن
  • ترس به خاطر نداشتن سرمایه کافی برای شروع کار

 

ولی آدمی که ایمان داره حتی تنهام قدم برمی‌دارند‌، آدمی که ایمان داره میدونه که بالاخره فروش میره آدمی که ایمان دارند می‌دوند بالاخره به‌زودی همه‌چیز روال میشه

 

آیا ریسک وجود دارد؟ معنای ریسک چیست؟

برای آدمی که ایمان داره ریسک وجود ندارد. مثلاً مصاحبه‌ای می‌خوندم از یکی از کارآفرینان بزرگ ایران آقای فتاحی که می‌گفت زمانی که امرسان را راه انداختم، هیچ شک و شبهه‌ای برای من وجود نداشت. من راه انداختم چون می‍دونستم که موفق میشم.

 

موقعی که شک دارید یعنی کلی باور مخرب و مضر تو مغزت رسوخ کرده و ما باید یه فکری به حال خودمون کنیم. آدمی که ایمان داره دست به کارهایی میزنه که میدونه موفق میشه پس برای آدم‌هایی که مطمئن هستند هیچ‌وقت ریسکی وجود نداره چون هیچ‌وقت کاری نمی‌کنند که بهش مطمئن نیستند.

 

ولی این‌طور میشه که یه سری آدم‌ها خیلی به‌سرعت موفق می‌شوند و خیلی از آدم‌ها هر کاری می‌کنند همراه با هزارتا اماواگر و کلی حرف‌وحدیث است که در آخر هم هیچ‌گاه موفق نمی‌شوند.

 

خواست و اشتیاق سوزان خود را بیدار کنید

 ناپلئون هیل در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید خیلی خوب به اهمیت وجود اشتیاق سوزان اشاره کرده است. حال شاید سؤال بپرسید چطور این اشتیاق سوزان و هیجان و خواست قلبی عمیق را فعال کنیم جواب برای شما این است:

 

اگر باور داشته باشید که می‌توانید و راهی وجود دارد همچنین شما لایق به دست آوردن آن خواسته هستید اشتیاق فعال می‌شود

 

 

تا وقتی باور ندارید و بین خودتون و خواسته‌تون فاصله زیادی احساس می‌کنید؛ هیچ اشتیاقی نخواهید داشت.

 

راهکار این است مثل یک بستنی که برای آن اشتیاق سوزان دارید با تمام خواسته‌ها همین‌طور رفتار می‌کنید، ما وقتی یک بستنی می‌خواهیم آن‌چنان دور از دسترس نیست، فقط کافیه اولین فروشگاه مراجعه کنیم و وجه بسیار کمی پرداخت کنیم تا بستنی را دریافت کنیم.

 

 همیشه برای یک بستنی غذا یک سفر کوتاه اشتیاق سوزان داریم اما برای خیلی از خواسته‌ها این اشتیاق وجود ندارد، چون احساس دوری و یک فاصله بسیار زیادی داریم که این اشتباه است.

 

 

تمام خواسته‌های ما در فاصله ۹۰ سانتی‌متری ما هستند، این را باور کنیم این خود ما هستیم که باور نداریم، کافی است باور می‌کنیم همان‌طور که یک بستنی می‌توان می‌خرید، به یک میلیارد پول هم برسیم!!! قدرت در دستان شماست.
.

.

۳ ترفند جالب جردن بلفورت (گرگ وال استریت)

 

چرا اکثر بیزنس ها شکست می خورند؟

 

علت فقیر بودن خیلی از افراد و همچنین ورشکستگی خیلی از بیزنس‌ها این است که آن‌ها حوزه‌ی کاری مناسبی انتخاب نمی‌کنند. افراد علاقه زیادی به ارتباطات ندارند و دوست دارند به تنهایی قهرمان غصه باشند و یک روزی بالاخره این قهرمانی را جشن بگیرند که البته سخت در اشتباه‌اند.

 

 

 

یکی دیگه از باگ‌های عموم افراد جامعه این است که آن‌ها در عین ناباوری هیچ علاقه‌ای هم به پول نشان نمی‌دهند.

 

جردن بلفورت یکی از موفق‌ترین و پولدارترین دلالان بورس امریکا که بخش مهم زندگی او در فیلم گرگ وال استریت به نمایش درآورده شده، خیلی عالی این ۳ خصلت مهم را دارد.

 

جردن بلفورت یکی از بهترین ‌الگوهای موفقیت است برای افراد بی‌حس و بی‌حال و هم‌چنین کلی ایده و ترفند را برای فروشندگان به همراه دارد.

 

 

قبل از اینکه ۳ نکته مهم را برایتان بازگو کنم می‌خواهم کمی در مورد اهمیت فروش و تبلیغ صحبت کنم، از آنجا که می‌بینیم تمام ثروتمندان طول تاریخ همگی فروشندگانی بسیار قوی بودند.

 

فروشنده خوب مثل جردن می‌تواند هر چیزی را به اصلاح آب کند. جردن از تکنیکی بنام برگه فروش استفاده می‌کند و با این ترفند ناب هر سهمی را به‌واسطه فروش تلفنی می‌تواند به همراه تیم خوبش، به فروش قطعی برساند.

 

 

اگر این فیلم شاهکار را هنوز ندیده‌اید، همین الآن دانلود کنید و مشغول تماشای آن شوید. این فیلم بی‌نظیر با هنرمندی آلبرتو دیکاپریو، روند کارآفرینی و ثروت سازی جردن بلفورت را به‌خوبی نشان داده است.

 

هیجان و عطش و عشق به موفقیت در ثانیه به ثانیه این فیلم موج می‌زند. محال است کسی در مسیر موفقیت باشد و این فیلم را ندیده باشد. صرف تماشای این فیلم می‌تواند کاری کند که فروش شما دو برابر شود. باااور کنید!

 

 

 اهمیت فروش

فروش مهم‌ترین قسمت هر کسب‌وکار است که البته شما بهتر از من می‌دونید، اما کم و کیف آن بسته به هوش و آمادگی شما برای یادگیری آن است. فقط دوست دارم دوباره تأکید کنم که اگر واقعاً دوست دارید پولدار شوید باید فروشنده قدرتمندی شوید. اگر با کیفیت ترین موبایل دنیا را بسازید اما بلد نباشید خوب پرزنت کنید، هیچ‌کس خبردار از هنر شنا نمی‌شود تا بخواهد پولی احیانا به شما بپردازد.

 

فروشنده کاری می‌کند که حتی افراد خسیس هم دست‌به‌جیب ببرند، فروشنده قوی یا کلام یا نوشته خود می‌تواند کاری کند که آب از لب و لوچه‌ی دیگران آویزان شود!

 

 

فروشنده قدرتمند کیست؟

کسی که توان تبدیل هر کالا یا خدمتی به پول در سریع‌ترین زمان ممکن را داشته باشد. تلاش من این است که هم خودم و هم شما همین حالا به بعد فروشندگان قدرتمندی شویم. باور کنید می‌تونید!

 

اما… ۳ ترفند جالب جردن بلفورت (گرگ وال استریت)

 

۱. حوزه کاری مناسب انتخاب کنید

جردن بلفورت بورس را انتخاب می‌کند. در طول قرن اخیر بورس یکی از پرسودترین بازارهای جهان بوده است. البته همه ما می‌دانیم که بورس علم مخصوص به خود را دارد. به‌هرحال هر کس که وارد بورس شد و با علم خرید و فروش سهام آشنا شد، دیگر سراغ هیچ کاری نرفت…از بس این کار مهیج و پرپول است.

 

اگر فقط یک سال وقت بگذارید و بورس را یاد بگیرید، شما صاحب پرسودترین کار و کم ریسک‌ترین کار و در عین حال راحت‌ترین کار دنیا هستید. یک نکته مهم دیگه هم اینه که باید کمی هم آینده‌نگر باشید و حوزه‌ای را انتخاب کنید که پتانسیل کسب درآمد در ۳۰ سال آینده را هم داشته باشد.

 

بورس به شما این فرصت را می‌دهد که از تقریباً صفر وارد شوید و تا هر میزان که دوست دارید پیش روید. بورس حلال‌ترین پول روی کره زمین است که از همین رو برکت زیادی برای دلالان آن به همراه دارد. چون بازی با پول نیست بلکه کمک به شرکت‌های معتبر است.

 

 

 

هزاران نفر در هر جامعه هستند که در خانه، فقط با یک لپ‌تاپ، حتی بدون صرف هزینه زیاد، اقدام به خرید و فروش سهام می‌کنند. بالای ۹۰% دلالان سهام در ایران و البته تمام کشورها از طریق اینترنت اقدام می‌کنند.

 

این کار می‌تواند هم شغل اول و هم شغل دوم خوبی برای شما باشد. حتی اگر دلالی هم نکنید و گهگاه مقداری سهام به سبد خود اضافه کنید، به شما قول می‌دهم بعد از ۵…۶ سال سرمایه قابل‌توجهی جمع خواهید کرد.

 

مهم‌ترین نکته در مورد بازار سهام داشتن صبر و عدم شتاب‌زدگی است. مبادا بی‌مهابا و به‌صورت احساسی تصمیم‌گیری کنید، چون در این صورت مال‌باخته می‌شوید. اگر صبور نیستید سراغ کار دیگری بروید.

 

 

۲. ارتباطات و یارگیری مؤثر:

جردن بلفورت از زمان آغاز کار شرکت مدام بین اطرافیان خود جستجو می‌کرد و سعی بر این داشت بهترین نفرات ممکن را به تیم خود ملحق کند. موفقیت هر کسب‌وکار در گرو کیفیت نفرات آن است.

 

اگر جمعی از عقاب‌ها دور هم شوند، تیمی از عقاب‌ها خواهید داشت و اگر جمعی از اردک‌ها دور هم جمع شوند، شرکت متشکل از چند اردک کوته‌فکر و تنبل خواهد شد.

 

 

بخش اعظم موفقیت‌های جردن بلفورت مدیون توان یارگیری و البته گلچین کردن بهترین افراد او است. جردن عاشق کسانی است که مثل خودش عاشق و دیوانه و اکتیو باشند. او به دیگران بها می‌دهد و در تمام سفرها و گشت‌وگذارهایش تمام افراد شرکت را با خود همراه می‌کند.

 

انگار جردن از تنهایی لذتی نمی‌برد و مدام با کارکنان شرکت کار می‌کند و پول خلق می‌کند و در عین حال لذت می‌برد. رفاقت جردن با کارکنانش هم یکی از ترفندهای موفقیت او محسوب می‌شود.

 

 

۳. عشق به پول!

جردن عاشق پوووول است. همان‌طور که گفتم کافی است این فیلم را ببینید تا شما هم عاشق پول شوید. وقتی عاشق پول می‌‌شوید، سهم بیشتری در به دست آوردن آن خواهید داشت. پول سراغ کسی خواهد رفت که واقعاً عاشق آن باشند.

 

متأسفانه در کشورهای جهان سوم به‌عنوان موجودی نجس و کثیف شناخته‌شده است. جالب است که همان افرادی که پول را نجس خطاب می‌کنند!

خودشان صبح تا شب سرکار هستند برای به دست آوردن مقداری از آن ماده نجس که از گرسنگی نمیرن و توان پرداخت صورتحساب آب و برق و گاز خود را داشته باشند.

 

 

عجب توهمی گریبان گیر جوامع سطح پایین شده است. آن‌ها نعمت خدا را پس‌ می‌زنند.

به عقیده من پول در کنار سلامتی (روح و جسم و فکر) بزرگ‌ترین نعمت‌های خدا هستند. هر کس هم پول را دوست ندارد، می‌تواند نگهداری از آن را به من بسپارد… چون من عاااااشق پوووول هستم.

 

  • پول یعنی زندگی
  • پول یعنی لذت
  • پول یعنی عزت
  • پول یعنی آزادی

 

پول یعنی همه چی، حتی سلامتی بیشتر و بهتر هم درگرو پول است. شخص پولدار می‌تواند بیماری‌های خود را درمان کند. پولدارها زمان بیشتری برای ورزش و تفریح دارند. پولدارها غذای باکیفیت‌تری می‌خورند. پولدارها آرامش بیشتری دارند.

 

 

انتخاب با خود ماست

پول یا فقر؟

 

جردن بلفورت: پول ماده‌ی گران بهایی است که هر کس مقداری از آن را داشته باشد، فرمانروای روی زمین می‌شود. پول به هر انسان قدرت و حیات می‌بخشد.

.

.

چرب زبانی از لزومات بیزنس!

 

وقتی داخل سوپرمارکت مهدی را دیدم

دقیقاً ۳ هفته قبل بود که اتفاقی یکی از دوستان قدیمی‌ام بنام مهدی رو دیدم، ازم سؤال کرد…مجید تو همیشه پرانرژی و چرب و نرم حرف می‌زنی، محاله یه جا باشی و مخ چند نفرو رو کار نگیری! تو از چه روشی استفاده می‌کنی؟ چطور به این قدرت دست پیدا کردی؟ به منم میشه بگی؟!

 

 

البته اینم بگم…خیلی شوکه شدم! واقعاً برام جالب بود، چون دیدم یه نفر هست که واقعاً تحت تأثیر کلام من قرار گرفته و اومده سؤال می‌پرسه! کلاً این‌گونه مواقع خیلی کیف می‌کنم. راستش من تا همین ۳…۴ سال قبل فن بیان بسیار ضعیفی داشتم. هرچند که هنوزم آن‌چنان قوی نیستم و میتونه خیلی بهتر بشه؛ اما به هر حال راضی هستم چون با وجود لکنت و یک صدای ضعیف تونستم با تمرین و ممارست و عشق و علاقه، حداقل ۷۰% درصد بهبود بدم.

 

———————————————

سؤال عجیب مهدی

سؤال مهدی برام عجیب بود و کلی خاطره برام تداعی کرد. ۱۵ دقیقه‌ای هم باهم صحبت کردیم. شب که رسیدم خونه، این ایده به ذهنم رسید که این مطلب می‌تونه برای خیلی‌ها مفید باشه. تقریباهمه افراد به فن بیان و به اصلاح خودمونی چرب زبونی نیاز دارند.

 

آیا کسی وجود داره که نخواد چرب زبون باشه؟ خیرررر…

همه دوست دارند بتونن با زبونشون مار رو از لونه بکشن بیرون، همه دوست دارن، روی دیگران تأثیر بزارن، همه دوست دارند بیشتر پول دربیارن و این پول درآوردن نیازمند چرب زبونی و تأثیرگذاری است که در وهله اول هر کس باید روی زبان خودکار کند.

 

کلاس زبان انگلیسی و ترکیه و چینی!

همه پیگیر کلاس زبان هستند. من که وقتی به اطرافیانم نگاه می‌کنم، ۹۵% یا کلاس زبان رفتند یا تو فکرش هستند که به‌زودی ثبت‌نام کنند تا بلکه بتونن دست‌وپا شکسته چند کلمه‌ای صحبت کنند.

 

خیلی خوبه منم تو برنامم هست که البته خودآموز زبان انگلیسی‌ام رو تقویت کنم. در حال حاضر با رشد تکنولوژی و استفاده از اینترنت، همه‌ی ما باید به فکر باشیم تا حداقل لغات پرکاربرد را ید بگیریم. زبان انگلیسی زبان بین المللی است. هر کس این مهارت را زودتر یاد بگیرید، قطعاً زا دیگران چندین گام جلو افتاده است.

 

 

اما یه چیز مسخره!

خیلی از ما ایرانی‌ها به زبان فارسی مسلط نیستیم، چرا این‌قدر باعجله به فکر زبان‌‌های خارجی افتادیم؟!

زبان مادری‌مون، دایره لغات ضعیف، زبان بدن ضعیف، انرژی پایین، نحوه‌ی ادای کلمات ضعیف…

با این روند گفتگو، سراغ هر زبان دیگه‌ای که برید، همین آَش و همین کاسه…

 

 

یه مثال عینی و ملوس:

خیلی از جوونای ما به فکر مهاجرت هستند، امریکا و کانادا و استرالیا و آلمان و… واقعاً خنده داره!!! کسی که نتونسته تو ایران کاسبی کنه چطور میتونه تو یه کشور دیگه موفق بشه. ایران کشور پولداریه و کار کردن توش زیاد سخت نیست. حالا ببینید کسانی که فاز مهاجرت دارند، تو کشورای پیشرفته تر و پر از رقابت چیکار میخوان کنند؟

 

نتیجه‌گیری من برای شما اینه که اول از همه زبان فارسی مون رو قوی کنیم. اصیل‌تر و محکم‌تر و چرب‌تر و تأثیرگذارتر صحبت کنیم. سپس این فرمول را وارد سایر زبان‌ها کنیم تا در مکالمات آن‌ها هم بدرخشیم.

 

 

بریم سراغ داستان آقا مهدی دوست خوب و قدیمی من:

مهدی منتظر شنیدن راه‌کار بود و خوب گوش هاش رو تیز کرده بود.

منم گفتم بین مهدی اول از همه باید عاشق تأثیرگذاری باشی و اینو واقعاً بخوی که به درجات بالای تأثیرگذاری برسی.

در تمام حوزه‌های کاری، خیلی‌ها هستند که به‌راحتی هر محصولی را تبدیل به پول نقد می‌کنند. خیلی‌ها فقط پای موبایل و تلفن و کامپیوترشون هستند و با چرب زبونی و صبر و حوصله دارن پول چاپ می‌کنند.

 

 

مثال سیامک رو براش تعریف کردم. سیامک از دوستای مشترک ماست.

اصلاً بچه‌ی بااستعدادی نیست، تنها نقطه‌ی قوت او خوش زبونی است. با زبونش کاری میکنه همه مشتری بشن. با زبونش همرو دست‌به‌جیب میکنه!

آیا کار سختیه؟ خیررررر … راحته مثل آب خوردن

 

 

دومین راهکار

از این به بعد؛ بیشتر از قبل به حرفات باشه، کلمات خوب انتخاب کن، براساس سلیقه و خواسته مخاطبت صحبت کن.

بیشتر مطالعه کن و بیشتر سخنرانی‌های قوی گوش بده، گهگاه رادیو گوش کن و به نحوه‌ی ادای کلمات گوینده خیلی خوب توجه کن.

کسی که می‌خواد خواننده خوبی باشه از قبل باید به صداهای خوب دیگران گوش بده تا ازشون درس بگیره، کسی که می‌خواد فوتبالیست خوبی بشه باید هر روز بهترین بازی فوتبال دنیا رو رصد کنه تا یاد بگیره و مطابق با استانداردهای روز دنیا باشه.

 

 

فرمول یکسانه، فقط نوع کار تفاوت داره

  • یه نفر دوست داره خوشنویس بشه
  • یه نفر دوست داره سخنور خوبی باشه
  • یه نفر دوست داره اسکیت باز خوبی بشه
  • یه نفر دوست داره بازاری خوبی بشه

 

 

 

مهم‌ترین راهکار بهترین‌های اون کار رو خوب بررسی کن و ازشون یادگرفتنی‌ها رو یاد بگیر… کار سختی نیست، فقط علاقه می‌خواد، علاقه شدید، خودکار برات پیگیری و ممارست به همراه میاره…

عاشق صدات باش، عاشق قیافت باش، عاشق تأثیرگذاری باش، عاشق پول باش، عاشق ارتباط برقرار کردن با افراد جدید باش…

 

 

حالا راهکار سوم

صدای خودتو ضبط کن و خودت گوش کن، اگه خوشت اومد شک نکن که بقیه هم خوششون میاد. برعکس اگه خوشت نیومد، قطعا بقیه با صدا و کلامت حال نمیکنن!!! 

 

تمرین تمرین تمرین

هیچ بدن‌سازی یه شبه و فقط با یه تکنیک قانون جذب فیت نشده!

هیچ کس یه شبه فن بیانش، چرب و چیلی نشده!

تمرین باید کرد و راهی جز این حداقل من نمیشناسم!

 

 

صدای خودتو همین ضبط کن

مهدی گفت در مورد چی حرف بزنم و ضبط کنم؟

از اونجا که خبر داشتم مهدی عاشق فیتنس هست، ازش خواستم دو دقیقه در مورد فیت شدن شکم صحبت کند. ازش نخواستم در مورد موشک‌های ناسا صحبت کنه! بدیهی و ساده باشید. سادگی و ملایمت و هرآنچه که در چنته دارید، برای دیگران جالب خواهد بود.

بسیاری از دوستان خودم هستند که سنگین صحبت می‌کنند. فکر می‌کنند همه مثل خودشون، اهل مطالعه و سخنوری هستند. اصلاً این‌طور نیست.

قرار شده فقط چرب زبون تر و فروشنده تر باشیم نه اینکه هر روز برج میلاد برای ۱۶۰۰ نفر سخنوری کنیم

 

 

  • مدام در تلگرام وویس بدید تا همین کار هم چرب زبانی شما را افزایش دهد.
  • کلمات را با آب و تاب بکار ببرید… مثلا سلااااام خوبی عزیزممم وااای خوشحالم که امروز میبینمت… چقدر خوش تیپ شدی ماشاالله …
  • مکالمات تلفنی خودتم ضبط کن، کافیه دو بار این کار رو انجام بدی. تازه میفهمی پشت تلفن چه شاهکاری خلق می کردی! تا ضبط نکنی و گوش ندی باورت نمیشه که چقدر بد سلام و احوال و چقدر بد خداحافظی می‌کردی.
  • لبخند حتی پشت تلفن فراموش نشه، هیچ کس از یه آدم خنده‌رو بدش نمیاد. هیچ کسم از یه آدم عبوس خوشش نمیاد
  • اسم افراد رو در مکالمات خود چند بار بار ببرید، مردم عاشق اسم خودشون هستند و شما با بیان اسمشون نشون می‌دید که چقدر به فرد مقابل توجه دارید.

 

دوستون دارم… مجید خزایی

.

.

۵ گناه کبیره یک بازرگان

 

 

زمانی که از کلمه گناه کبیره استفاده می‌کنم دیگه ببینید چه خبره!

این ۵ گناه را میگم که احتمالاً هر کس درصدهایی از این ۵ گناه کبیره را داشته باشه. روش ما هم اینه که نقطه‌ضعف‌ها را پیدا می‌کنیم و بعد برطرف می‌کنیم.

با دقت تمام این ۵ گناه را مطالعه کنید و خواهشا با خودتان روراست باشید. منم اگه بخوام صادقانه بگم، درصدهای مختلفی از این ۵ گناه را دارم. تمام تلاشم رو می‌کنم که مرتفع کنم. هیچ محدودیتی برای پیشرفت وجود نداره.

 

 

 

گناه اول

جو گیری

تاجر، یک‌ بازرگان حرفه‌ای، معمولاً احساسی عمل نمی‌کند. احساسی عمل کردن باعث تصمیمات نابجا و غیر صحیح می‌شود. تمام افرادی که تازه کسب‌وکار شروع می‌کنند تا حدی این جو گیری‌ها را دارند. جو گیری چیز بدی نیست اما اینکه هول هولکی بخوای کار انجام بدی؛ عاقبت خوب و خوشی نداره.

تابه‌حال چند نفر آدم عجول و احساسی ناموفق دیدید؟

حالا یه سؤال دیگه

تا حالا چند نفر آدم صبور و موفق دیدید؟

صبر کلید موفقیت است و بدون صبر و آرامش کاری از کار پیش نمیره.

 

 

جو گیری تله بزرگ موفقیت شماست. در بازار اخیر خیلی‌ها جوگیر شدند و بدون هیچ علمی دست به سرمایه‌گذاری‌های عجیب زدند. در عین حال خیلی‌ها همیشه از جو گیری های مردم عادی سوءاستفاده می‌کنند.

بازرگان موفق به فکر تزریق دوباره پول به سیستم کاری خود است؛ اما برعکس، غالب افراد جامعه، فقط به خریدهای چرت‌وپرت و بدون فکر هستند.

 

بازرگانان موفق، افراد توداری هستند. حرف‌های بقیه و اخبار دروغین نمی‌تواند سرِ آن‌ها را شیره بمالد. اگر قابلیت گول خوردن داشتند که موفق نمی‌شدند. مراقب باشید جو گیری و احساسی عمل کردن، باعث ضرر و زیان و خسارت‌های بزرگ به بدنه‌ی کسب‌وکار شما نشود.

 

 

گناه دوم

بدقولی:

من کارآفرین و بازرگان موفق بدقول نمی‌شناسم.

اصلاً بدقولی یعنی چی؟ در حقِ کی؟

بدقولی یعنی بی تفاوتی نسبت به قرارهایی که با خود و دیگران داشتیم.

در درجه اول قرارهایی که با خودمون داشتیم مهم هستند. مهم‌ترین بخش همین یک جمله است

قرارهای من با خودم مهم‌ترین قرارها و قول‌ها هستند

بعد از خودم، نوبت می‌رسه به قول‌هایی ه به دیگران داده، قرارهایی که با خدا داشته‌ام.

 

 

راهکار چیه؟

حرفی به زبون بیاریم که بشه انجامش داد.

معمولاً پیش‌بینی‌های ما بالا و پایین دارند. مثلاً پیش‌بینی می‌کنیم، برای راه‌اندازی سایت مشتری، ۳ میلیون پول و ۳ ماه زمان لازم است.

معمولاً چه اتفاق می‌افتد؟

۳ میلیون میرسه به ۵ میلیون و ۳ ماه میرسه به ۷ ماه!

یا حرفی نزنیم یا اگر گفتیم به تمام وجود، انجامش بدیم. اگر نتوانستیم انجامش بدیم راهکار باقی‌مانده، معذرت‌خواهی است.

معذرت‌خواهی رو برای چنین مواقعی اختراع کرده‌اند

 

من معذرت می‌خوام که نتوسنیم امشب برم ورزش کنم، فردا حتماً بیشتر ورزش می‌کنم

من معذرت می‌جوام نتونستم به‌موقع قسط ام رو واریز کنم، دو روز زمان می‌جوام و حتماً واریز خواهم کرد.

ببخشید که دیر به قرار ملاقات رشیدم عذر منو پذیرا باشید

 

معذرت‌خواهی نشانه مسئولیت‌پذیری است (البته در صورت عمل نکردن به قول)

قول: حرفی که به زبان آوردیم، برگه‌ای که امضا کردیم، تعهدی که به گردن گرفتیم!

 

امروزه در کشور ما بدقولی در بیزنس ها بسیار پررنگ شده است و طوری که بدون بدقولی انگار یه جای کار میلنگه. بازرگانان قدرتمند و قدیمی اصلاً چنین سیستمی نداشتند. هنوز هستند کسانی که یا حرف نمی‌زنند، یا وقتی حرف بزنن و قولی بدن تا آخر پای حرف و قرار خودشون میمونند.

اگر بدقول باشیم، بدقولی‌های زیادی سر راهمون قرار میگیره. در اصل همون قانون کارما… (عمل و عکس‌العمل)

به نتیجه خوبی رسیدیم.

 

خوش‌قول باشیم

سر ساعت مقرر در قرار ملاقات حاضر باشیم

پروژه‌ها رو دقیقاً در همان روزی که گفتیم تحویل دهیم

روزه شک دار نگیریم، اصلاً لازم نیست وعده و وعید سرخرمن بدیم

اگر اکی نشد، خبر بدیم و از این بابت معذرت‌خواهی کنیم

به عاقبت بدقولی فکر کنیم، هر دیگران به ما بدقولی کردن، باعث و بانیش خودمون بودیم

در درجه اول نسبت به خودمون بدقول نباشیم!

 

 

گناه سوم

ادعا کردن

درخت چه بارش بیشتر باشد، سرش افتاده‌تر می‌شود. متأسفانه برخی افراد به‌محض اینکه درآمدشان چند برابر می‌شود و صاحب ماشین و خانه گران‌قیمت‌تری می‌شوند، در هر کاری ادعای واهی می‌کنند.

ادعا کردن کار افراد توخالی است. افراد بلندنظر از این کار امتناع می‌کنند. ادعا کردن یعنی طبل توخالی و حرفی که معمولاً هم خریدار ندارد.

حالا دوست مثل همیشه عمیق‌تر و ریشه‌ای‌تر به موضوع ادعا کردن نگاه کنم…که وقتی ادعا می‌کنید چه اتفاقی می‌افتد!

 

خدا این دنیا را هوشمند و کاملاً سیستمی و دقیق اداره می‌کند. در این هیچ شکی نیست. برای ادعا کردن‌های افراد تازه به دوران رسیده هم اتفاقاتی می‌افتد. دنیا اصلاً بی‌حساب‌وکتاب نیست. ادعا کردن به‌هیچ‌عنوان کار مناسبی نیست و همیشه حال افراد زیادی را خراب می‌کند.

 

 

دقیق چه اتفاقی میافتد؟

زمانی که شروع به ادعا کردن می‌کنید، خیلی سریع آلارم یه صدا درمی‌آید. این آلارم اولین و قوی‌ترین تست شما را فراهم می‌سازد.

تست فقط برای افرادی است که ادعا می‌کنند. تست همان اتفاقی است که قرار است آن ادعای شما را خودتان ثابت کند.

بارها شده کسانی را دیده‌اید که خیلی ادعا می‌کردند، اما یک نفر از راه رسید و حال او را جا آورد.

در این دنیا اگر می‌خواهید با آرامش و البته بدون تست موفق شوید، ادعا کردن را کلاً کنار بگذارید و مثل بسیاری از بزرگان تاریخ با افتادگی و تواضع به کار و تلاش خود ادامه دهید.

 

 

گناه چهارم

گدابازی

من به شخص آدم خسیس بسیار موفق ندیدم. چون خدا خسیس نیست، به‌هیچ‌وجه از افراد خسیس نیز حمایت نمی‌کند. به این نتیجه می‌رسیم که اگر خواهان کسب ثروت هستیم باید و باید دست‌ودل‌باز باشیم. هوای دیگران را داشته باشیم و درهرحال مراقب اطرافیان خود باشیم.

من هرگاه یک انسان موفق می‌بینیم خیلی زود به خودم میگم، این آدم یه جایی یه لیوان آب بدون چشم‌داشت به یه نفر داده است. یه جایی دست یه نفرو گرفته و حتماً همه چی رو فقط برای خودش نخواسته…

 

بهترین مثالی که الآن به ذهنم میرسه آقای اسدالله عسگراولادی است. آقای عسگراولادی میگن که من همیشه اول سهم خدا رو میدم و الباقی رو خودم برمیدارم. سهم خدام یعنی اینکه مقدار زیادی از پولی که به دست میارم رو در ابتدا می‌بخشم. با این کار خدا رو خوشحال می‌کنم.

 

 

پیغمبر اسلام می‌فرمایند

اگر دوست دارید خدا را خوشحال کنید، بنده خدا را خوشحال کنید

 

 

بخشنده باشیم و دست‌ودل‌باز و هیچ‌گاه در خرج کردن و حال دادن به دیگران دستمان نلرزد. همیشه خدایی هست که حواسش به اینه که ما چه رفتاری با بقیه انجام میدیم

به کارمندان بیش از کارکردشان حقوق بدیم، به اهل خانواده هم مدام برسیم و تا جای ممکن از سمت به سمت آن‌ها امکانات داده شود.

 

 

گناه پنجم

پراکندگی

 

خداوند در قران می‌فرمایند: همانا سعی شما پراکنده است. (سعی فیزیکی و سعی ذهنی)

یقین دارم که منظور خدا بیشتر از سعی فیزیکی، سعی ذهنی است.

افراد ناموفق ذهنی آشفته و پراکنده و پریشان دارند. توانایی تمرکز زیادی ندارند.

 

 

تا کی حواس‌پرتی و عجله و پریشانی و آشوب، وقتش نشده تمرکز کنید. وقتش نشده ذهن تون را پاک کنید و آلودگی اطلاعات را از مغزتون پاک کنید.

افراد سطح بالا، ذهن خود را خلوت و آرام و متمرکز نگه می‌دارند. برعکس افراد سطح پایین و مدام افکار منفی و ترس و وحشت در ذهن دارند.

 

انتخاب و صلاح سرنوشت هر کس در دست خود اوست، ذهنی آرام و متمرکز و قدرتمند یا ذهنی شلوغ و پرهیاهو و درگیر؟

سعی خود را متمرکز کنید، باور کنید اول و آخر تمام تکنیک‌های موفقیت همین کلمه ۵ حرفی تمرکز است. تمرکز یعنی نه گفتن به اتفاقت منفی، نه گفتن به ایده‌های نامرتبط، نه گفتن به افراد به درد نخور و توخالی، نه گفتن به پیشنهاد‌هایی که در اولویت ما نیستند.

 

 

هم ذهن خود را تمیز و سالم نگه دارید و هم با نه گفتن در کار موردعلاقه و خاص خود متمرکز بمانید. تمرکز یعنی موفقیت!

هر جا هستید براتون بهترین‌ها را آرزو می‌کنم…

.

.

مشکلات مثل سگ هار هستند، نترسید!

 

 

هر روز و هر شب چه ایمیل چه پی‌ام های تلگرام، زیادی دریافت می‌کنم، مبنی بر اینکه، آقای خزایی مشکلات امون مارو بریده! هر مشکلی رو حل می‌کنیم یه مشکل دیگه سر رامون سبز میشه! خسته شدیم دیگهههه! چیکار کنیم خلاص بشیم…

این‌قدر از این دیالوگ‌ها شنیدم که دیگه بران عادی شده از هر ۱۰ تا پیام مخاطبان ۶ تا در مورد مشکلات هست… همه هم سؤال می‌کنند تو بگو ما چیکار کنیم (انگار واقعاً به ته خط رسیدند)

 

 

مقصر کیِه؟

دولت و جامعه و پدر و مادر و برادر و خواهر یا هر چیز دیگه ای؟

مقصر کسی جز من و تو نیست… مشکل از حاشیه حرکت‌های بزرگ به وجود میاد. چون مردگان مشکل ندارند و فقط افراد زنده و حی و حاضر در زندگی و کسب‌وکار با مشکلات زیادی مواجه هستند.

 

 

تسلیم شدن را یاد بگیر

خوبه که غرور و ادعا را کنار بگذاریم و دستانمان را بالا نگه داریم.

این بار نه مثل بقیه بلکه از الآن به بعد مثل کرد تسلیم باشیم. مقصر خودِ من هستم. نه هیچ‌کس دیگه!

زمانی که قبول می‌کنیم مقصر خودمان هستیم، مغز آمادگی دریافت راه‌حل مشکل را خواهد داشت اما زمانی که خیال می‌کنیم مقصر شخص دیگری است، راه‌حل که هیچ بلکه همون مشکل به‌ظاهر کوچیک هر روز بزرگ‌تر و بزرگ‌تر خواهد شد.

 

 

آیا روزی تمام مشکلات برطرف خواهند شد؟

خیررررر. هیچ روزی نمیرسه که تمام مشکلات هم من و هم شما و هم تمام ایرانیان و تمام مردم دنیا حل بشه… محاله چنین اتفاقی بیفته که بشر فارغ از مشکلات بتونه زندگی کنه… خداوند در قران کریم چندین و چند بار به این‌گونه موارد اشاره کرده است که بدانید شما تا ابد در مشکلات و مسائل خواهید ماند… تا ابدددددددد.

 

تا مشکلات و سختی‌ها نباشند، تکون نمیخورید.

تا مشکلات و سختی‌ها نباشند، به ایده‌های جدید فکر نمی‌کنید

تا مشکلات و سختی‌ها نباشند، دنیا پیشرفت نمیکنه

تا مشکلات و سختی‌ها نباشند، دنیا زیباتر نمیشه

تا مشکلات و سختی‌ها نباشند، اصلاً درخواست نمی‌کنید

 

 

بارها شده طی صحبت‌هایی که با کارآفرینان زیادی داشته‌ام، صحبت از اینجا شروع می‌شد که من زمان بچگی یا نوجوانی یا نهایتاً دوران جوانی، به مشکلات بسیار بزرگی برخوردم که انگار یه پتک محکم خورد تو سرم و مغزم پوکوند.

هیچ آدم موفقی پیدا نمی‌کنید که بدون مشکلات بزرگ و کوبنده، به موفقیت‌های بزرگی رسیده باشه. پشت سر هر آدم موفقی کلی مشکلات سخت و طاقت‌فرسا است که اگر من و تو قسمتی از اون مشکلات رو بشنویم، گریه می‌کنیم.

مشکلات باعث رشد و پیشرفت ما می‌شوند. مشکلات در اصل به سود ما هستند تا بلکه حرکت کنیم و ساکن نشیم. اگر مشکل یا مسئله‌ای نباشه، قبول داری که به فکر ایده‌های جدید نمیفتیم.

 

 

مثلاً خودِ من:

تمام انگیزه و اشتیاقم در زمان شروع کار فرار از مشکلات مالی بود. به‌قدری اوضاع سخت بود که نمی‌توانستم به عقب برگردم. همین الآن که الآنه وقتی یاد گذشته میفتم، بغض می‌کنم و حتی بدت از بغض مردن، حال تهوع بهم دست میده… ازبس‌که اوضاع ناجور بود.

 

اون موقع نق و نوق می‌کردم که خدایا این چه زندگیه، من چرا این‌قدر بدبختم، بیچاره‌تر از من مگه وجود داره؟ این چه‌کاری با من کردی؟

 

همه آدما از این بچه بازیا و حرف‌های توخالی به زبون میارن اما وقتی قبول می‌کنی این مشکلات قراره سکوی پرتاب تو بشن دیگه به چشم دیگه ای بهشون نگاه می‌کنی.

 

موفقیت و عدم موفقیت به نوع نگاه بستگی دارد

(امام حسن عسگری علیه‌السلام)

 

                                           

نوع نگاه خود را نسبت به مشکلات تغییر دهید

همین موضوع کوچک تا آخر عمر آرامش شما را ۱۰۰ برابر افزایش می‌دهد. مشکلات موجب رشد انسان‌ها می‌شوند. من هم اگر مشکل دارم چون زنده هستم و باید رشد کنم. اگر مشکلی نباشه، پیشرفتی هم نخواهد بود. اگر سؤالی نباشه، جوابی هم نخواهد بود.

 

چه کسی به سمت آب حرکت می‌کند؟ کسی که تشنه است…

چه کسی به سمت موفقیت گام برمی‌دارد؟ کسی که بر اثر برخورد به مشکلات، تشنه‌ی موفقیت شده باشد…

چه کسی واقعاً ثروتمند می‌شود؟ کسی که این‌قدر بی‌پولی و بدبختی کشیده باشد که واقعاً به چیزی جز میلیون و میلیارد فکر نکند…

تشنگی و عطش رکن اساسی موفقیت من و توست. این تشنگی فقط در اثر برخورد با مشکلات حاصل میشه…

همین حالا شکرگزار خدا باش

اگر مشکل داری

یعنی زنده هستی

و

پیشرفت‌های بزرگی در پیش داری

یه ترفند جذاب برای تو

مشکلات مثل سگ هار هستند؛ از آن‌ها نترسید…

آیا شده که یه جایی تنها باشید و یه سگ هار بهتون حمله کنه؟

 

 

دو تا کار متفاوت میتونید انجام بدید

  1. فرار کنید (غالب تهی کنید)
  2. نترسید و محکم سرجاتون وایسید

 

وقتی فرار می‌کنید: سگ هار هم دنبالتون میکنه و بعد از ثانیه میرسه بهتون و چند تا گاز وحشیانه ازتون میگیره و حسابی کارتون ساخته است

اما وقتی فرار نمی‌کنید، مثل شیر قرص و محکم، جلوی این سگ هار می‌ایستید، چه اتفاقی می‌افتد؟

سگ وقتی متوجه می‌شود، شما نترسیدید، برعکس خودش می‌ترسد. کسی که از سگ هار نمی‌ترسد، قطعاً جرئت زیادی دارد.

در برابر چنین فردی هیچ سگی واق واق اثرگذار نخواهد بود.

مشکلات دقیقاً به هم‌چین شکلی هستند. مثل سگ هار به سمت شما می‌آیند و با صدای بلند واق واق می‌کنند.

 

 

دو تا راهکار وجود دارد: فرار و مقابله شدن با آن!

مقابله با مشکلات معقول‌ترین کاری است که باید انجام دهید. در اصل بجای فحش دادن به مشکلات باید وایساد و حلش کرد.

اگر مشکل بی‌پولی است، بجای فحش دادن به بی‌پولی باید به راهکاری کسب درآمد و ثروتمند شدن فکر کرد.

 

نوع نگاه خود را تغییر دهید

 

مشکلات باعث رشد بر در طول تاریخ بوده‌اند

بابت وجود مشکلات شگرگذار خدا باشید

نترسید و به آن موضوع یعنی راه‌حل فکر کنید (خوب دشمن عالی است) اگه شرایط خوبی ندارید، یعنی زودتر موفق می‌شوید.

.

.

چگونه با انگیزه باشیم؟

 

 

هم برای من پیش اومده و هم برای شما و این یک صحنه خیلی آشناست…

صبح ساعت ۶، زنگ موبایل و هیچ حسی نداریم برای اینکه یه تکون کوچولو بدیم به خودمون…

چند سال قبل وقتی موبایلم آلارم می‌داد، حالم از زندگی بهم میخورد. هیچ انگیزه ای برای بیدار شدن نداشتم چه برسه به اینکه بخوام برک ورزش و بعدش آماده انجام کارام بشم.

 

 

مشکل از کجاست؟

مشکل از یک جا نیست بلکه هزار تا عامل میتونه داشته باشه؛ مثلاً تغذیه نادرست و خواب نادرست و اطرافیان تنبل و بیحال و بی هدف بودن و صدها عامل دیگه که شاید همین یادمون بیاد…

 

اولین گام حل هر مشکل چیست؟

مواجه شدن و آگاهی از مشکل اولین و مهم ترین گام است. به چشمان خود اعتماد نکنید و با دقت ببینید که بی‌انگیزگی چقدر فرصت ها و موقعیت های اطراف تان را به آتیش می کشد.

چند بار یه خودتون گفتید می‌خواهم فلان کار را انجام دهم اما انگیزه لازم را نداشتید؟

چه اتفاقی افتاد؟ بجای انجام آن کار مهم، با دوستان تان قرار گذاشتید و فقط آن شب وقت را گذراندید… همیشه همین بوده…

حتما صدها بار با این اتفاق ناگوار روبرو شدید که…

آخر شب به لیست کارای خود نگاه کردید و وحشت تمام وجودتون رو گرفت، چون هیچ کاری تیک نخورده، فردا هم روز از نو، روزی از نو…

صبح فردا با صبح امروز هیچ فرقی نداره

بیشتر از این لازم نیست در مورد بی‌انگیزگی و سستی صحبت کنیم، خواسته یا ناخواسته هر کس گاها گرفتار این احساس وحشتناک می‌شود…

 

 

خب؛ راهکارها؟

 

۱. افراد بی‌انگیزه و بی دغدغه را از زندگی خود دور کنید

افراد بی‌انگیزه همان افرادی هستند که زاویه نگاه نادرستی دارند. آنها همواره به نقاط منفی و اشکال و ایراد چیزهای اطراف خود نگاه می کنند. هم کلامی و نشست و برخواست با این افراد، واگیر دار است. مراقب باشید!

 

۲. مزایا و پاداش برای ادامه دادن

افراد بی‌انگیزه به عواقب فکر می کنند. این یک نکته بسیار مهم در افزایش انگیزه است؛ اما آن سوی داستان، افراد با انگیزه همواره به دید مثبت به آخر کار نگاه می کنند. اگر بشود چه می شود…

 

راه‌حل چیست؟

لیستی تهیه کنید؛ از مزایا و لذت ها و پاداش هایی که در زمان رسیدن به هدف نصیب تان می شود. این لیست را باید هر روز مرور کنید. حتی اگر لذت کوچکی در پیش دارید، باید هیجان داشته باشید، این طور انگیزه های شما هر روز و هر شب افزایش پیدا می‌کند.

 

 

 

۳. هدف غیر واقعی نداشته باشید

من به کرات دیده ام که افراد، اهداف بسیار بزرگ برای خود تعیین می کنند. از طرفی هم هزار سال فاصله با آن احساس می کنند. خب معلوم است، انگیزه‌ات را از دست می دهی.

هدف ات را درست انتخاب کن. مبادا هدفت چیزی باشد که حتی توان فکر کردن و حرف زدن در مورد آن را نداشته باشی. هدفت باید جلوی چشمت باشد تاخودکار انگیزه تولید کند.

 

فوتِ کوزه گری هدفگذاری:

اگر هدف بزرگی دارید، در ابتدا آن را خرد کنید. اهداف کوچک‌تر و قابل دست یافتن، بی نهایت انگیزه‌بخش و مهیج هستند. وقتی هدف دم‌دستی باشد، اشتیاق سوران آن فعال می شود؛ اما اگر هدف دور از دسترس باشد، ترسناک می شود و در عین حال بی‌انگیزگی به همراه خواهد داشت.

 

 

۴. به فکر ایجاد کردن عادات باشید

(هم عادت های فکری و هم عادت های رفتاری)

 

هر نتیجه‌ی بزرگ در گرو کارهای کوچکی است که باید هر روز و هر شب توسط شما انجام شود. حتی پرتاب کردن فضا‌پیما هم در طول یک مدت زمان و توسط انسان‌ها، با انجام کارهای کوچک اما مداوم انجام شده است.

هر روز ۱۰ دقیقه زودتر بیدار شدن

هر روز یک میوه بیشتر خوردن

کم کردن تماشای تلویزیون

محدود کردن شبکه‌های اجتماعی

 

کارهای کوچک کوچک اما نتایج بسیار بزرگ … این یعنی پلکان موفقیت

 

 

۵. بی اعتنایی به فرصت ها:

تا وقتی جویای فرصت نباشید، هیچ فرصت فوق‌العاده‌ای به شما روی نمی‌آورد. فرصت‌ها هر کدام یک بارِ انرژی مثبت هستند و به سمت کسی می‌روند که با حالِ خوب و انرژی و انگیزه آماده دریافت آن است.

چطور ممکن است فرصت یا شانس و اقبال به سمت یک آدم بی انرژی رود؟

اصلا امکان ندارد.

در تکاپوی به چنگ آوردن فرصت‌های ناب و پولساز جدید باشید.

بدست آوردن یک طرف و اجرای آن هم یک طرف دیگر

در بحث اجرا ریسک پذیر باشید و چشم بسته با تمام قوا فقط اجرا کنید.

 

 

فرق آدم های موفق و نا موفق:

افراد موفق شانس خود را امتحان می کنند و معمولا موفق می شوند

برعکس

افراد ناموفق هیچ گاه هیچ شانس خود را امتحان نکرده اند.

 

 

چه زمانی بهترین زمان اجرای ایده و فرصت هاست؟

همین الآن و با هر آنچه در دست داریم، بهترین زمان ممکن است نه هیچ وقت دیگه، منتظر نمانید.

 

۶. به کار کردن و سخت کوشی علاقه نشان دهید

متأسفانه الآن باوجود جا افتادن قانون جذب بین مردم، علاقه به کار کردن و تکاپو و کشف فرصت‌ها بسیار کمرنگ شده است. همه در حال جذب کردن اتفاقات خوب هستند تا این اتفاقات خوب به خودی ِ خود پول‌ساز شود.

 

بعدش چه می‌شود؟

تکنیک جواب نمی دهد و بی‌انگیزگی بوجود می آید.

 

تا جایی که من خبر دارم هیچ موفقیتی بدون اقدام و انجام کارهای خاص انجام نشده است. هر چقدر هم ایده ناب و میلیاردی باشد تا اجرا نشود ارزش خاصی نخواهد داشت.

ارزش ایده فهمیدید چقدر است: صفررررررر مطلقققققققق!

 

کار نکردن خود بزرگ‌ترین دلیل بر بی‌انگیزگی ملت شده است. محاله کسی در تلاش باشد و بی‌انگیزه باشد. خواب است که خواب می‌آورد. بی‌کاری، بی‌کاری می‌آورد. انرژی، انرژی بیشتری خلق می‌کند.

این چرخه باید از یه روز و از یه جایی آغاز شود…همین امروز

در زمان های قدیم خیلی اندک کسانی بودند که بی‌انگیزه می شدند!

چرا؟ چون:

همه در حال کار و تلاش بودند. وقتی مشغول باشید افکار منفی و ناامید کننده زورشان به شما نمی رسد. خود را تقویت کنید

 

 

۷. هیچ‌کس جز من مقصر نیست

اگر تا الآن پولدار نشدی

اگر تا الآن ازدواج نکردی

اگر تا الآن شرکت راه ننداختی

اگر تا الآن لاغر نشدی

 

تقصیر هیچ‌کس تا وقتی مسئولیت ۱۰۰% تمام امور را پذیرا نباشی، نمی‌توانی انگیزه داشته باشی برای تغییر دادن… بزرگ باشیم!

چیزی که در جامعه امروز می‌بینیم، آدم‌ها کم‌توان شدند و مغز هم راهی جز انکار نداره، مقصر شخص دیگری است! احمقانه است! اما… اگر خود را مقصر خطاب کنید؛ انگیزه و ایده‌های لازم برای موفقیت را پیدا خواهید کرد

 

 

فقط به یک شرط: از همین حالا مسئولیت ۱۰۰% امورات زندگی‌تان را بپذیرید

دست از گله و شکایت و نق زدن بردارید تا آخر عمر …

 

 

۸. مدیریت زمان یاد بگیرید:

وقتی برنامه‌ریزی نداشته باشید و زمان را صرفاً بگذرانید، بی‌انگیزه می‌شوید.

اگر سوار برا زمان نباشیم، یعنی در حال از دست دادن فرصت ها هستیم

راه‌حل چیست؟

هر روز صبح برای روز پیشرو برنامه تعیین کنید. حداقل سه کار مهم را یادداشت کنید که باید انجام شود. اگر برای موفقیت و ثروتمند شدن برنامه نداشته باشید، پس دقیقاً در جهت عکس هستید و برای شکست و فقر خود برنامه دارید.

 

 

بهترین زمان ریزی:

برنامه باید نوشته شود (نوشتن قدرت می‌دهد) و آخر شب بازبینی شود

بهترین زمان برنامه‌ریزی برای شنبه صبح، جمعه شب است، اما اگر نشد، خدا صبح شنبه را از ما نگرفته است. به هر حال باید برنامه داشت.

هیچ‌کس و هیچ‌چیز نمی‌تواند از زمان شما بهره ببرد. تمام افراد روی کره زمین، بدون یک ثانیه کم و زیاد، ۲۴ ساعت در شبانه‌روز وقت دارند.

 

 

۹. شما بسیار توانا و خلاق و قوی هستید

همین حالا چقدر خوب می‌شود، فهرستی از نکات مثبت خود تهیه کنید و چند بار با صدای بلند بخوانید.

زمزمه درِگوش شما بر ضد شماست، مدام نکات منفی و شکست‌های احتمالی را جلوی چشمانت می‌چیند، وظیفه توست که قدرت را در دست بگیری.

یک خبر خووووب؛ هر تعریف مثبت و یادآوری نکات مثبت توسط انسان ها، ۱۷ برابر تعریف دیگران از او قدرت دارند. هر فکر مثبت هم حداقل ۱۰۰ برابر هر فکر منفی قدرت دارد. پس کار راحت شد…!

هر روز لیست نکات مثبت خود را با صدای بلند تکرار کنید، در این صورت بی‌انگیزگی برای همیشه با شما خداحافظی خواهد کرد.

 

 

۱۰. محدود کردن استفاده از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی:

هرچقدر بیشتر مشغول استفاده از اینترنت و سایت گردی و تلگرام و اینستاگرام شوید، انگیزه کمتری برای ورزش و کار و تلاش و ارتباط با افراد جدی خواهید داشت.

بدون شک تمام دنیا این را قبول دارد که نباید ۷ روز هفته را در این شبکه‌ها بگذرانید. وقت بیشتری بگذارید برای کار و آزمودن ایده‌های جدید، مطالعه و تحقیق و بررسی، تفریح و لذت بردن از طبیعت و نور آفتاب، خوش گذراندن با دوستان جدید و خانواده …

 

 

اینترنت عالی است، قدرتمندترین ابزار پول‌سازی است، اما به‌شرط استفاده صحیح و محدود … مصرف‌کننده صرف نباشیم. دیدن موفقیت‌ها و زندگی لاکچری سلبریتی ها انگیزه و شور و اشتیاق شما را کور می‌کند.

راه‌حل:

گاهی موبایل خود را فقط به مدت یک ساعت خاموش کنید تا دنیا را رنگی‌تر و زیباتر ببینید. انگیزه‌های شما بیدار می‌شوند.

.

.